خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 12767 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: تیک تاک
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: جه طور جلوشو بگیرم ؟؟  (دفعات بازدید: 865 بار)
zgh
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 5

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0



« : 14 آبان 1388,ساعت 22:21:52 »


سلام ....

موضوع من خیلی پیچیده نیست و یه معضل واسم نیست ، چون معمولا روابطم کنترل شده و درست هستند ( یعنی سعی میکنم !!) ، فرد مذهبی و مقیدی هم هستم و واسم مهمه کاری رو بکنم که خدا ازمن میخواد ....

من دختری 21 ساله و دانشجوی سال آخر مهندسی برق هستم .....
داستان مربوط به سوال من از این قراره :

من واسه یادگیری یه مبحث علمی پیشرفته که مربوط به پروژه ام بود ، نیاز به کمک و یا یک کلاس آموزشی داشتم  ، اما چون شهرستان هستم ، نتونستم کمکی پیدا کنم ، تا اینکه آخر سر کسی رو پیدا کرده ام که این کار رو بلد بود و خودش هم دانشجوی فوق لیسانس برق بود ....اما توی تهران بود ...( من توی یک فوروم علمی فعالیت داشتم و فهمیدم ایشون این تخصص رو داره ) ..... ازشون خواستم منو راهنمایی کنند و منابعی رو معرفی کنند ...البته ایشون یکمی کمک کرد اما گفت چون یک مبحث تخصصی و پیچیده و کاملا عملی هم هست ( که البته واقعا هم همینطوره ) باید بیای تهران ...

پدر من یک خونه در تهران داره ، که سال های گذشته که ما دو سه سالی تهران بودیم خریده بود و وقتی اومدیم شهرستان دیگه نفروخت اش ....

من کلا خیلی با خانواده ام و بخصوص مادرم راختم و به من کاملا اطمینان دارند ...

من هم موضوع رو توی خونه مطرح کردم و اونها هم  موافقت کردند که هر از چند گاهی سه نفری ( من و پدر و مادرم) بریم تهران تا اون آقای مهندس بیاد به من درس بده ....
خوب این کار خیلی خوب انجام شد و من پنج شنبه و جمعه ها گاها میرفتم تهران و  با این که پدر و مادرم توی خونه بودند ،  ما هم توی یه اتاق خیلی عادی کار های علمی میکردیم ...
هیچ مشکلی هم نبود ، چون هم من دختر سرو سنگینی هستم وهم ایشون اهل درس و علم ....( البته ناگفته نماند که این ایشون مبلغ بالایی رو برای این کار پیشنهاد دادند که منم با مشورت پدرم قبول کردم در عوض آقای مهندس قول داد هرچی که بلده یادم بده و کاری کنه که من هر پروژه سنگین مرتبط با این موضوع رو بتونم خودم  انجام بدم )
...
...
هیچ مشکلی نبود ...ما حدودا 20 ساعتی جلسه داشتیم و هر بار من دو روز تهران بودم و بعد برمیگشتم با خانوادم تهران ...

تا اینکه اس ام اس های ایشون یکم خودمونی شد ....به من می گفت  "تو " ..در حالیکه من همچنان به ایشون می گم " شما " ....
بعد یه بار هم تو اس ام اس هاش مستقیما به من گفت که اینقدر نگم " شما ، حالتون ، مزاحمتون ...." ( اینها حرف های من بود ، چون کلا من با آقایون ، اعمم از همکلاسی و اساتیدم و ...خیلی رسمی و مودب حرف میزنم !)
که البته منم جواب ندادم ولی بازم همون طوری صحبت میکردم ( یعنی اصلا نمی تونم راحت و خودمونی باشم ، با هیچ پسری ....یعنی نه می تونم و از اون مهمتر نه میخوام که اینطور باشه )

دفعه بعد اس ام اس داد : که میخوای راجع به زندگی من بدونی یا دلت میخواد راجع به زندگی ات با من حرف بزنی ..... که من واقعا نارحت و داغون شدم ....جواب ندادم ....تا اینکه فردا شب یه اس ام اس دیگه زد : "که ببخشید ، منظور ی نداشتم ، فقط میخواستم باهات درد دل کنم که البته دلم بیشتر گرفت .... و از دستم ناراحت نشو و ..."

من فقط یه بار بهش جواب دادم که " شما داری راهو اشتباه میری " .....( چون به نظر من پسر بد و مشکل داری نبود ، تحصیلات بالایی داشت ، فوق العاده باسواد و یه شرکت معتبر هم کار میکرد ....البته هنوز دانشجوی فوق لیسانسه ...... برای همین من فکر نمیکنم که قصد بدی داشته باشه ، شاید واقعا نیاز داشته با یکی حرق بزنه ......( که البته به نظر من ، نباید بیاد با من درد دل کنه که !!!!! برای همین هم نوشتم   " شما داری راهو اشتباه میری "

این قضیه ماله سه روز پیش بود ....
تا اینکه دوباره امشب اس ام اس داده که " فلان روز تو دانشگاه سمینار ...دارم ، دوست داشتم تو هم باشی "  !!!
بازم جواب ندادم ....

البته یه بارم ایمیل زد برای چت که من جواب ندادم ...( چون نه میخواستم و نه ایمیل yahoo داشتم ،  ...من فقط جیمیل دارم !!)

نمی دونم فقط واسه رفع بیکاری اینکارو میکنه یا نه ؟؟
--------------------------------------------------------------------------
حالا سوالم اینه که من چی کار کنم ...البته تا حالا معضل پیچیده ای نبوده ، اما من میترسم اون بخواد این رفتار رو ادامه بده .....  ولی من نمی خوام  به چند دلیل
1- آدم مقید و مذهبی هستم و دلم نمی خواد سمت گناه ( حتی اندکی ) برم
2- نمی خوام آرامشی رو که لان دارم و حواسم به درس ها و پروژه ها م هست رو ازم بگیره ..
3-  اگه حدس من درست باشه و اون پسر حوبی باشه ، و فقط میخواد به من نزدیک بشه یا  اینکه بهم علاقه ای داره ...... نمی خواد با احساسات کشی بازی کنم ...یا الکی جواب اش رو بدم که اون فکر کنه منم بهش علاقه دارم .... وبعد یه مدت ببینه که از صداقت اش شو استفاده کردم ....( چون چند بار بهم ثابت شده که آدم صادقی هست )
4- من اساسا به هر گونه رابطه عاطفی و محبت آمیز و ....بین دختر و پسر اعتقاد ندارم و همیشه دلم میخواد از اینجور جریان ها دور باشم ...( چون هم احساساتم بیخودی ضربه می بینه و هم از درس ام میفتم ....)

** از طرفی من هنوز یه سال دیگه قراره ازش چیز یاد بگیرم ... و واقعا هم به سواداش نیاز دارم ....میخوام راحت باهم کار کنیم ( من چیز یاد میگیرم و اونم پول خوبی گیرش میاد .)

من به چشم یه استاد نگاش می کنم ، دلم میخواد اونم به چشم یه شاگرد منو ببینه ............

حالا چی کار کنم که نه سیخ بسوزه و نه کباب ...
خارج شده است
Kourosh
کوروش
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 148

تشكر
اهدا شده: 195
دريافت شده: 125



« پاسخ #1 : 14 آبان 1388,ساعت 22:26:36 »

می بخشید که دخالت می کنم  Roll Eyes لازم نیست چند تا تاپیک باز کنین. دوستان همونجا می بینن و کمک می کنن.  سکوت
خارج شده است

یه زخم تازه کم دارم، برای باور پاییز...
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani