خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53074 ارسال در 5546 موضوع- توسط 13693 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: faz
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: زن دوم  (دفعات بازدید: 1830 بار)
behzadinfo
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« : 15 آبان 1388,ساعت 11:38:51 »

با سلام وخسته نباشید.
مردی هستم 27 ساله که از 9 سالگی پدرمو از دست دادم .
حدود 3 سال پیش به اصرار مادرم به خواستگاری یک دختر رفتیم که از یک خانواده شدیدا مذهبی بودند رفتیم و باز به اصرار مادرم که این دختر محجبه است و متین و ..... و میاد و با همه کم و کاستیهات میسازه ازدواج کردیم.
در دوره نامزدی نیز متوجه شدم به پسرم آیدین بارداره و خلاصه با یه ماه عسل صوری آوردمش خونه.
رفته رفته متوجه شدم بر خلاف انتظارم نمیتونه خلا های روحی منو جبران کنه که هیچ  اونارو عمیقتر هم میکنه.
افسرده افسرده شده بودم.
تا اینکه تو مغازه (کافی نت) با یه دختری آشنا شدم . اونم چه آشنایی؟ از همون روز اول احساس کردم همون گم کرده خودمه.با اینکه میدونست من متاهلم ولی باز ابراز علاقه میکرد.  سرتونو درد نیارم بعد یک ماه دیگه کشته مرده هم شدیم.دختره موضوع را با خونواده مطرح کرده و اونا هم میگن خواست دخترمون خواست ماست.
دختره هم با اینکه 4 سال از من کوچکتره ولی حاضر شده زن دومم بشه و با اون اولی تو یه خونه زندگی کنه.
زن اولم هم راضیه ولی فکر نمیکنم از ته دل باشه چون احساس میکنه اگه نه بگه طلاقش میدم.
حالا موندم سر دوراهی.
اگه زن اولمو طلاق بدم .............
اگه اون دختره رو که احساس میکنم با هم اختیم رو ول کنم....................
یا اینکه زن دوم بگیرم و در یک خونه باهم زندگی کنیم..................
تورو خدا راهنمائیم کنین.

خارج شده است
farhad52
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 175

تشكر
اهدا شده: 80
دريافت شده: 147


« پاسخ #1 : 15 آبان 1388,ساعت 12:29:24 »

خب خوش به حال شما که خانومتون موافقه، من اگه جلوی زنم اسم زن دیگه ایی رو بیارم تیکه بزرگم موی لاله گوشمه Tongue
عرض به حضورتون که در مورد اینکه ازدواج بکنید یا نکنید نمیتونم نظر بدم ولی چند مطلب رو خدمتتون عرض میکنم.یکی اینکه اصلا" به شما توصیه نمیکنم دوتا زن رو تو یک خونه داشته باشید، اصلا" این جنس مونث عین قطب مثبت آهن ربا هستن تا به یه جنس مونث دیگه میرسند همدیگه رو دفع میکنن، مشکلاتتون بیشتر میشه.
دوم اینکه تصور بفرمایید ازدواج هم کردید و بعدش متوجه شدید که این زن دوم هم اونی نیست که شما میخواستید، بعدش چکار خواهید کرد؟ برای زن سوم برنامه ریزی میکنید؟؟اگر زن دومتون اونی نباشه که شما میخواهید قطعا" همین مشکلاتی که دارین دو برابر میشه.
یک چیز رو بهتون بگم، تا واقعا" با یک نفر زیر یک سقف زندگی نکنی نمیتونی بفهمی که اون واقعا" چه جور آدمیه. در ضمن نفرمودین که این خانوم آیا دختر هستند یا قبلا" ازدواج کردند؟؟؟اگر دختر هستند و قبلا" هم ازدواج نکردن و حاضر شدن زن دوم یک نفر بشن البته نمیشه از دور اظهار نظز کرد ولی خیلی برای ازدواج کیس مناسبی نمیتونن باشن.
براتون آرزوی سربلندی و سرافرازی دارم.....
خارج شده است

«هنگامي که يک نفر دچار توهم مي شود، ديوانه اش مي گويند. هنگامي که افراد بسياري دچار يک توهم مي شوند، مؤمن شان مي خوانند. "رابرت پيرسينگ" »
behzadinfo
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 0


« پاسخ #2 : 15 آبان 1388,ساعت 12:54:22 »

قبل از هر چیزی تشکر بکنم از راهنمالئیتون.
ولی در مورد این موضوع که خانومم راضی شده بگم که بعد کلی کلنجار بهش فهموندم که چه کاستیهایی داره و ما باب هم نیستیم.
زنم بر خلاف من یک زن تاحدودی کند ذهنیه.
همیشه به مسائل سطحی فکر میکنه و متاسفانه در این مورد هم تفاهم نداریم. من دوست دارم همه مسائل رو ریشه یابی کنم و عمیق به مسئله نگاه کنم.
همیشه برای هر موضوعی باید جند بار توضیح بدم تا حالیش بشه.
در مورد اون یکی هم بگم که دختر هستندو قبول هم کردند زن دومم بشن.
اما از هر لحاظ مطمئنم. حتی با مادرشون هم صحبت کردم.
مادر من هم دختره رو دیده و باهاش صحبت کرده. الان هم که من اینجا نشستم 4 روزه تو خونشون حبسه. چون به پدرش گفته اگه ندید باهاش فرار میکنم.
من احساس میکنم یعنی مطمئنم نیمه گمشده من اونه. سطح فکریمون. سطح تحصیلاتمون. نگاهمون به زندگی.نگاهمون به مذهب.انتظاراتمون از زندگی و خیلی موارد دیگه  بین من و اون مو نمیزنه. گفتم از همون نگاه اول احساس کردم خیلی وقته میشناسمش.این همون علامت سوالیه که از نوجوانی باهاش همدم بودم.من هیچ هوسی نسبت بهش ندارم. تو این دوماه آشنائیمون بجز تماس دستهامون هیچ تماسی باهاش نداشتم.
دوست داشتم حرف بزنه و من شنونده باشم. بودن در کنارش برام آرامش میداد. حالا هم شدم یه دیوونه که مونده سر دوراهیی.
خارج شده است
tata
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 274

تشكر
اهدا شده: 65
دريافت شده: 102


« پاسخ #3 : 15 آبان 1388,ساعت 16:54:00 »

بازم يك داستان ديگر و عواقب ناشي از اين ازدواجهاي لعنتيه  سنتي ..مامانا ميرن واسه بچه شون زن ميگيرن كه سرش بره تو زندگي ...واي خدا ..دلم واسه  بچه ها مسوزه ..خوب براذر گرامي ..اولا 2 ما اسنايي مدت خيلي كوتاهيه براي شناختن يك فرد ..حداق 6 ماه بايد با هم مراوده داشته باشيد ...بعدش هم به نظر من اصلا و اصلا درست نيست ..كه زن دوم رو با زن اول تو يك خونه بيارين ..نميدونم اين دختر چقدر ميخواد خودشو  تحقير كنه ..كه حاضره با يكي ديگه تو يك خونه زندگي كنه ..مگه عصر حجره بابا تو رو خدا بس كنيد ..شما اول ..بايد تكليف خودتونو با زندگيتون مشخص كنيد اگر  زن اولو نميخواهيد طلاقش بديد ..واي خداي من ..چي بسر زناي ما اومده ..كه يكي حاضره تحقير بشه ..و حاضر بشه با يكي ديگه تو يك خونه زندگي كنه ..اون يكي ديگه هم بازم اينقدر خودشو تحقير كنه كه بتونه بياد تو خونه ي يكي ديگه ..تو رو خدا اينكارو نكنيد ..تصور كنيد ..يك شب ژيش اين يك شب ژيش اون ..واي  اصلا قابل تحمل نيست مگر خانم اول از لحاظ مالي خيلي به شما نيازمنده ...نميدونم ..نميتونه مستقل زندگي كنه   تنها ...؟ من اگه بودم ميگذاشتم شما بريد دنبال زندگيتون ..و خودم هم ميرفتم .....اين راهيه كه انتخاب كرديد ..ولي يك كم صبر كنيد ..بيشتر اون دختر خانمو بشناسيد ...اما اينكاره شما درست نيست اصلا ....و مطمئن باشيد اون دختر خانم هم نميتونه تو يك خونه با زن اول زندگي كنه ....باور كنيد ..من خودم زنم  و زنا رو ميشناسم ..و اينجور چيزا رو هم تو فاميا ديدم ..زندگي بر شما هم تيره و تار ميشه ..يكي رو نگه داريد و اون يكي رو بگذاريد بره دنبال زندگيش ...اگر تصميم گرفتيد كه با يكيشون بمونيد ..هرگز ..دو تا زن تو يك خونه ..و زير يك سقف ..نهههههههههههههههههههههههههه....شاد باشيد
خارج شده است
proud_rose
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 55

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 3



« پاسخ #4 : 15 آبان 1388,ساعت 20:02:31 »

به هيچ وجه اين كارو نكن 100% بعد از يه مدتي پشيمون ميشي
خارج شده است
A.F
Newbie
*
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 16

تشكر
اهدا شده: 1
دريافت شده: 4



« پاسخ #5 : 16 آبان 1388,ساعت 15:11:24 »

1- فرض کنید که هیچ پیش زمینه ای نیست و شما مجرید . آیا یک ماه آشنایی ، برای ازدواج کافیه ؟اگه با یکی یک ماه آشنا شده باشید ، آیا حاضرید باهاش توی کار باهاش شریک بشید ؟ تمام سرمایه تون رو بدید دستش ؟ مسلما نه . چه برسه به ازدواج.

2- اگه واقعا همسرتون مناسب شما نیست ، چرا دارید به خودتون و اون دروغ میگید ؟ جدا بشید و بعد سراغ انتخاب دیگه ای برید . دو همسر داشتن واقعا کار کثیفیه . هر بار خواستید چنین تصمیمی بگیرید ، مجسم کنید که خانمتون 2 همسر داره ، می بینید چقدر زننده است ؟

خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.15 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Designed By Mohammad Shadmani