سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آواز خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست روییدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
دوست من سلام!
اول از همه چیز عید رو بهت تبریک میگم و امیدوارم که امسال سالی سرشار از موفقیت، سرسبزی و دگرگونی برای شما و همه ی دوستان باشه.
درد و دل قشنگت رو خوندم. در حین خوندن با تمام وجود احساس می کردم که از ته دلت نوشتی. این خیلی عالیه. چون نشون میده بر خلاف تصورت، به احساساتت کاملا آگاه هستی و حتی میتونی اونها رو به زبون بیاری. این نشون میده که تو یه قسمت بزرگی از مشکلت رو حل کردی. چون فهمیدن یه مشکل، خودش 90 درصد راه حله. مابقیش با به کار بستن یه سری راهکارها و تلاشها، حل میشه. پس از این بابت به خاطر موفقیت نود درصدیت، بهت تبریک میگم............!!!!!!!!!!
اما بریم سر اصل موضوع.
ببین دوست من. مساله ی مهارت ارتباط برقرار کردن با دیگران، چیزی نیست که بشه یه شبه حلش کرد. یکی از روانشناسها میگه که(نقل به مضمون): " آدم ها مثل چوب کبریت نیستن که همه یه شکل و یه اندازه باشن و بشه اونها رو در یه جعبه قرار داد. هر آدمی عالمی داره. ". راست هم میگه. شما نمیتونین با همه یه جور برخورد کنین. انسانها همه با هم متفاوت هستن در نتیجه شیوه های برخورد با اونها هم باید متفاوت باشه. این تنوع رفتارها، همیشه ذهن ما رو به یه سمت میکشونه و اونم اینه که باید یه سری چیزها و معیارهای اساسی اولیه وجود داشته باشه تا ما بوسیله ی اونها بتونیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم. وگرنه این تنوع رفتارها و تیپ های شخصیتی متفاوت، آدم رو از پا در میاره و باعث میشه قید ارتباط با دیگران رو بزنه. برای اینکه یه سری ملاکهای اساسی دستتون بیاد و بدونین چطور میتونین با دیگران یه ارتباط صمیمی و مستحکم برقرار کنین، من به شما توصیه میکنم که حتما حتما کتاب " آیین دوستیابی " اثر نویسنده ی معروف آمریکایی آقای " دیل کارنگی " رو بخونید. این کتاب خیلی به شما کمک میکنه و براتون یه سری گره های کور و نقاط تاریک رو باز و روشن میکنه.
آقا میثم دوست مهربون و خوش قلبم !
بزار یه کم در مورد صحبت هایی که کردی با هم حرف بزنیم. گفتی که با اعتقاداتت مشکل داری و برات سخته که اونها رو تغییر بدی. میشه بگی که مشکلت با کدوم یک از اعتقاداتت هست که دوست داری تغییرش بدی. یا شاید هم یه اعتقاد خوب داری و فکر میکنی که بده و بیخودی میخوای تغییرش بدی. اگه اونها رو بگی ممنونت میشم.
سوال دیگم هم اینه که تو چطور میگی که ناخواسته انسانهایی که وارد زندگیت میشن رو بد میکنی؟ مگه چیکار کردی؟ اگه منظورت امیره که درسته که تو بیش از حد بهش محبت کردی. ولی اون هم حداقل باید قدر اینها رو میدونست. اما به هر حال نشد. من همه ی اینها رو میزارم به حساب اینکه اون یه بچه هستش. واسه اینم بود که از شما خواستم که یه دفعه کینه ای از اون به دل نداشته باشین. حداقل به خاطر صفای باطن خودتون.به نظر من ارتباط شما با شاگردانتون، باید محدود بشه به همون محیط استخر و هر حرفی و هر چیز دیگه ای هم باید همون جا مطرح بشه. نه خارج از محیط استخر. دلیلش رو هم قبلا بهتون گفتم.
اما اینکه گفتین:
" اونهایی که به من نیاز دارن با من مدارا میکنن و اونهایی که به من نیازی ندارن منو بدون توچه به نیاز من به خودشون، به راحتی ترک میکنن."
در این باره یکی از روانشناسها حرف قشنگی میزنه.میگه که " در دنیایی که همۀ راه های فکری برای غلبه و توفیق مادی هستند، دیگر جای تعجب نیست که انسانها { حتی } در روابط عشقی خود، به دنبال داد و ستد هستند." !!!!!!!!!
گرفتی که چی میخوام بگم دوست من. متاسفانه اگه نگیم همه، ولی اغلب روابط بین انسانها همین طور شده که میگی. انگار دیگه تموم شده اون زمانی که با یه کسی دوست بودی و براش درد و دل میکردی یا اون میومد پیشت و باهات حرف مزد. راهنماییت میکرد. اگه یه جایی خطا رفتی، بهت تذکر میداد. اگه یه موقع میدید که نمازت رو اول وقت نمیخونی، بهت گوشزد میکرد. اگه یه وقت مشکلی داشتی، بدون اینکه به زبون بیاری، تنهات نمیزاشت. کمکت میکرد. باهات حرف میزد. آرومت میکرد. بی بهونه بهت هدیه میداد. بی بهونه بهت سر میزد و ................. بماند.
اینجور رفاقت ها خیلی کم پیدا میشه. اما میتونی پیدا کنی. شرط اولش اینه که خودت یه آدم دریا دل باشی. یه دل داشته باشی به وسعت دریا. یه دل داشته باشی که بتونه سنگ صبور دیگران باشه. در واقع رمز تنها نموندن همین هست یعنی سنگ صبور بودن. آره دوست من! سنگ صبور. میدونی سنگ صبور یعنی چی؟ اینو به نقل از آقای سنگتراشان برات مینویسم:
"سنگ صبور یعنی چه؟
سنگ یعنی مقاوم، یعنی قوی، یعنی با ثبات، یعنی اینکه دم دمی مزاج نبودن، یعنی قابل تکیه کردن، یعنی با تلنگری نشکستن.
صبور یعنی: تحمل کردن، یعنی سعه صدر داشتن، یعنی نباید با يك غوره سردي و با يك مويز گرمي كنيم٬ یعنی کنترل احساسات، یعنی مقاومت در برابر وسوسه ها، یعنی تحمل رنج.
پس اگر بخواهیم سنگ صبور هم باشیم، ناچاریم نقاظ ضعف هم را ببینیم ولی همدیگر را طرد نکنیم، شادیهایمان را قسمت کنیم، دردهایمان را تحمل کنیم، بدیهای یکدیگر را بی خیال شویم، ولی از نظر رفتاری سعی کنیم به یکدیگر درس بدهیم، در زبان همیشه شاگرد و در عمل همیشه معلم باشیم. مثبت های یکدیگر را همیشه و مکرر ذکر کنیم و بدیهای یکدیگر را از خاطر بزداییم. انتظار نمره 20 بودن در همه صفات از یکدیگر نداشته باشیم. هنگامی که در دوستی احساسی به ما دست داد، آنرا مدیریت کنیم. یعنی رفتارهای خود را بر اساس احساسات انجام ندهیم و صبر داشته باشیم. با یک اخم دوستمان، در ذهن خودهمیشه او را پاک نکنیم و نسبت به خوبیهایش آلزایمر نگیریم.....!!!!!!!!!!!!!!!
فراموش نکنیم ما ممکن است به بدیهای دوستمان شک کنیم ، ولی همیشه نسبت به ضعفهای خود یقین داریم. پس شک را دنبال نکنیم و از یقین غافل نشویم.
اگر ظرفیت خود را در تحمل دیگران پائین می بینیم از یک طرف سعی در افزایش تحمل خود و از طرف دیگر سعی کنیم فردی قویتر، صبورتر و همراه تر با خود را به دوستی برگزینیم."
امیدوارم خوب متوجه شده باشی. پس اول سعی کن که بتونی این صفات رو در خودت بوجود بیاری. بعد کم کم میبینی که کم کم بعضی ( نه همه) از اطرافیانت هم باهات همین طور برخورد میکنن . اینها رو که بهت گفتم، فکر نکن یه چیز ایده الی و ارمانی و فضاییه. نه واقعیت داره و من دارم با تمام وجودم این واقعیت رو درک میکنم و میبینم. پس وجود داره. فقط یه کم که نه، یه خورده بیشتر از یه کم، نیاز به تلاش، فکر، حسابگری و مطالعه داره. اونوقته که مزۀ واقعی و شیرین دوست داشتن و محبت کردن و دیدن رو میچشی. میتونی امتحان کنی.!!!!!!!!. وقتی شدی یه سنگ صبور، اونوقته که به گفته خودت به حرف دلت گوش کردی. اگه میخوای به حرف دلت گوش کنی، باید اینجوری گوش کنی. همیشه در کنار احساساتت، منطق باید وجود داشته باشه. احساسات مثل یه رودخونه هستش که سر راهش باید یه سدهایی از منطق وجود داشته باشه که هر وقت این رودخونه ( که همون احساساتت هستن ) طغیان کرد، این سد ( که همون منطق و عقلته) بتونه جلوش رو بگیره. وگرنه وقتی که سیل اومد، همه چیز ادم رو میبره و اونوقته که دیگه هیچ چی از آدم به جا نمیمونه. یه نگاه به انجمن روابط دختر و پسر در همین سایت بزنی، منظورم رو تا ته میفهمی. پس همیشه در روابطت منطق و احساست در کنار هم باشه. یه دفعه، همه ی محبت و احساست رو رو سر طرف مقابلت نریز. چون باعث میشه اون به قول تو جا بزنه. شاید دلیلش همون باشه که بهت گفتم. یعنی ممکنه فکر کنه که تو میخوای باهاش معامله کنی.....!!!! پس هواست خوب باشه. احساساتت رو با حساب و کتاب و ذره ذره خرج کن. ابراز محبتت باید یواش یواش باشه. البته قبلش باید ببینی طرف ارزشش رو داره یا نه. در این رابطه همیشه این حرف رو به خاطر داشته باش که :" صَرف کردن محبت در غیر جای خود، اسراف در محبت است.". پس هیچ وقت اسراف نکن. چون دیگران از انسانهای اسراف کار بدشون میاد و با دیده ی تردید بهشون نگاه میکنن. یکی از دوستان چند مدت پیش یه sms قشنگ بهم زد. نوشته بود:" آدم ها مثل کتاب میمونن. پس سعی کن که خودتو تند تند براشون ورق نزنی. چون یه روزی تموم میشی و اونها هم میرن سراغ یه کتاب دیگه."............!!!!!
صحبت در این زمینه خیلی زیاده و فکر کنم اگه بخوام هنوز بگم، شاید اندازه یه کتاب بشه. ولی با این وجود خیلی چیزها موندن که نتونستم برات بگم. اگه فرصت شد حتما برات میگم. این شعر رو هم تقدیم میکنم به تو. شاید یه طورهایی شرح حال و حرف دل یه شمع سوخته ! مثل تو ، در این چند مدت اخیر باشه :
خداوندا.........
با توام، با تو، خدا
یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست. پاکتی از کلمه
جعبه ای از لبخند
نامه ای هم بفرست.
کوچه های دل من
باز خلوت شده است.
قبل از این که برسم، دوستی را بردند
یک نفر گفت به من، باز دیر آمده ای
دوست قسمت شده است.
با توام، با تو، خدا
یک دل قلابی
یک دل خیلی بد
چقدر می ارزد؟
من که هر جا رفتم
جار زدم :
شده این قلب حراج
بدوید
یک دل مجانی
قیمتش یک لبخند
به همین ارزانی
هیچوقت اما
هیچکس قلب مرا قرض نکرد
هیچ کس دل نخرید.
با توام، با تو، خدا
پس بیا، این دل من، مال خودت
من که دیگر رفتم
اما ببر این دل را
دنبال خودت