من بعنوان يك جوان چگونه مي توانم با نياز جنسي خودم قبل ازدواج كنار بيايم؟

(1/16) > >>

كريمي:
سلام به همه دوستان و جناب آقاي عليرضا
دوست عزيز من تاپيكي را كه گفتيد مطالعه كردم....... تمام موضوعات با عناوين مختلف حاكي از يك چيز است يا يك سوال: من جوان با مشكل جنسي قبل از ازدواج چگونه كنار بيايم؟!

متأسفانه همانطور كه گفتم ما ايراني ها كه كشور و فرهنگمان براساس پايه و شالوده مذهبي و ديني استوار است ............. بسيار بسيار مشكل داريم و خواهيم داشت و شايد گذشت زمان بتدريج در نسل هاي آينده بتواند قضايا را در ذهن ما جا بياندازد ................. دين و مذهب هرگز بد كه نيست خيلي خيلي هم خوب است و آن هم يكي ديگر از نيازهاي بشر است كه به روح و روان شخص تعالي مي بخشد و انسانيت و وجدان بيدار را به ارمغان مي آورد. همانطور كه مي دانيم انسان از دو بعد روحي و جسم تشكيل شده و اين يك قانون 2x2 تا چهارتاست يعني هيچ كس نمي تواند منكر آن باشد. همانطور كه روح انسان نياز به تغذيه دارد، جسم هم غذا، آب، ارضاي جنسي، ورزش ........ مي خواهد تا سالم بماند و همانطور كه مي دانيم روح سالم در بدن سالم است. اگر به جسم نپردازيم، روح نيز دچار مشكل ميشود و هرگز نمي توانيم فرضند ورزش نكنيم و بجاي آن نماز بخوانيم، غذا نخوريم و بجاي آن موسيقي گوش كنيم، آب نخوريم و براي ارضاي تشنگي عبادت كنيم مگر قصد داشته باشيم مرتاض شدن را تجربه كنيم و بعد جسمي خود را براي هميشه به دست فراموشي بسپاريم!!!!!!!! از نقطه نظر علمي غدد توليد هرمونهاي جنسي از طرف خداوند در نهاد انسان آفريده شده است و اين بخاطر خواست خدا در جهت تشكيل و بقاي زندگي است، خداوند خود زندگي است و اوست كه نيرو و محرك زندگي را نهاد انسان قرار داده است و موجب حيات و هستي همه موجودات گرديده و در حقيقت او موتور جريان آفرينش است. هيچ كس نمي تواند منكر اين اصل مهم باشد.

حالا برميگرديم به بعد جسمي و نياز جنسي يك بشر، بشري كه جوان است و در ايران زندگي مي كند، كشوري كه فرهنگي بسته دارد، فرهنگي كه در آن پرداختن به نياز جنسي را محدود مي كند و حرف زدن در باره آن را تعصب مي داند و ايستادن در برابر آن را غيرت!!!!!!!!!!

ميل جنسي محکوم به سرکوب نیست، و سركوب آن نتيجه اي جز بيماري روحي و جسمي ندارد. از طرفي مهمترين نكته و يا بهتر بگوئيم دليل اصلي بسياري از ازدواجهاي نابهنجار و نافرجام بخاطر ازدواج كردن صرف براي رسيدن به نياز جنسي در جوانان است، از طرفي معلوم نيست بعد از ازدواج، همسر فرد جذابیت لازم را از نظر جسمي داشته باشد و بقولي کلاً فرد از س.ك.س با همسرش لذت ببرد يا خير؟

ازدواج و شروع و تشكيل يك زندگي مشترك مي بايست منوط به داشتن شرايط آن باشد: شامل رشد و بلوغ فكري (آگاهي) و اجتماعي ........ داشتن كار و استقلال مالي در هر دو طرف (در جامعه فعلي) .......... دانستن و احترام گذاشتن به حق و حقوق يكديگر توسط طرفين ......... انصاف و عدالت در برخورد با يكديگر ........ و از همه مهمتر رسيدن به نقطه اي كه تعهد قلبي به طرف مقابل را حس كند و به آن پايبند شود، بطوريكه اعتقاد داشته باشد هرگز حاضر نيست به غير از شريك زندگي خود كس ديگري را در اين مسير همراهمي كند و تنها اوست كه فرد ايده آل است.

خوب راه حل ارضاي ميل شديد جنسي قبل از ازدواج براي يك جوان چيست؟ آيا بايد آنرا سركوب كرد و بقولي مبارزه كرد؟ آيا امكان دارد نياز و غريزه يك انسان را سركوب كرد؟ آيا سركوب اين ميل كه بي شباهت با ميل خوردن و خوابيدن نيست، كار درستي است و آيا اصلاً امكان پذير است؟! آيا فرد با سركوب آن دچار بيماري هاي روحي و جسمي نمي شود؟! آيا استمناء كار صحيح و راه حل مناسبي براي كنار آمدن با اين ميل شديد است؟ آيا عمل استمناء از نظر علمي مشكلي ندارد؟ آيا عمل استمناء باعث تخريب روح و جسم نمي شود و شخصيت يك فرد را از درون تهي نمي كند؟ آيا لذت ارضاي جنسي با فرد مورد مطلوب با لذت پس از استمناء يكسان است؟! آيا عبادت و جهاد با نفس از راه ديني و مذهبي راه درست و منطقي است و آيا تا چه حد كاربردي و نتيجه بخش است؟! آيا انتخاب دختران و پسران بقول معروف خياباني و آلوده راه صحيح است؟! آيا تضميني براي آلوده نبودن از نظر پزشكي وجود دارد؟! آيا خطرات اجتماعي در پس چنين ارتباطاتي وجود ندارد؟ آيا خانواده ايراني آن را در مورد فرزندان خود مي پذيرند؟ آيا جامعه و فرهنگ مذهبي و بسته ايراني چنين چيزي را براي فرد مي پذيرد؟!

اينها مهمترين سوالات و مشكلات جوانان ايراني ما در رابطه با غريزه اصلي خود يعني ميل جنسي است.

خوب راه حل منطقي بايد راه حلي باشد كه ضمن اينكه مشكل يك جوان ايراني را حل كند، با شرايط جامعه فعلي ما و سطح دانش و آگاهي خانواده ايراني نيز سازگار باشد. بهرحال ما نمي توانيم فرهنگ عموم فعلي را عوض كنيم، پس بهترين كار اين است كه از همين الان حداقل براي نسل جديد و آينده ايراني شروع به ساختن فرهنگي جديد در سطح خانه و خانواده و فرد به فرد جامعه اقدام نمائيم و بقول ديگر دانش و آگاهي تك تك افراد جامعه ايراني را در اين زمينه بالا ببريم تا اين معضل و قبول آن بگونه اي در جامعه براي همگان هضم شود.

خوب قبل از اينكه در مورد نحوه فرهنگ سازي جديد براي نسل جديد و آينده ايراني صحبت كنيم، تمام راه حل هايي را كه بعنوان سوال در بالا آورديم، بررسي مي كنيم، بهترين روش براي ساختن راه حل صحيح يك مشكل بررسي كردن تمام جوانب و سوالهاي مطرح پيرامون آن مشكل است و وقتي بررسي لازم انجام شد، راه حل صحيح و بقول معروف فرهنگ جديد نحوه برخورد با آن نيز خود به خود پيدا خواهد شد.

1- آيا سركوب و مبارزه با ميل جنسي امكان پذير است؟!
بله امكان پذير است ولي به چه قيمتي!؟ ما مرتاضان بسياري در دنيا داريم كه نه تنها ميل جنسي بلكه موفق به سركوب ميل هاي ديگر خود همچون خوردن و خوابيدن هم شده اند ولي آيا جزو انسانهاي موفق در دنيا مطرح شده اند؟! آيا نتيجه مطلوبي از دنيا و نعمات درون آن گرفته اند؟! حالا از مرتاضان هم كه بگذريم، آيا سركوب و مبارزه با ميل جنسي بطور موقتي نيز كارساز است؟! آيا مي توانيم به جواني بگوئيم فعلاً ميل جنسي خود را تا تاريخ مورد نظر سركوب كنيد تا ازدواج كنيد؟! چه كسي تضمين مي كند اين جوان ازدواج موفقي از هر لحاظ و حتي از لحاظ سكسي با همسر خود داشته باشد؟! چه كسي حاضر است تضمين كند اين جوان تا آن تاريخ مورد نظر از نظر روحي و جسمي آسيبي نبيند؟! آيا واقعاً همه افراد موفق به كنترل قطعي و متوقف نگاه داشتن چنين ميلي تا تاريخ مذكور خواهند بود؟! پس مي بينيم كه سركوب و مبارزه با ميل جنسي امكان پذير نيست و نتيجه مطلوبي نخواهد داشت.

2- آيا استمناء و عمل آن راه حل صحيح است؟!
خوب اين راه حلي است كه اگرچه از نظر علمي و پزشكي مشكلي ندارد ولي تكرار بيش از حد آن موجب افراط و در نهايت اعتياد به آن ميشود بگونه اي كه فرد حتي بعد از ازدواج ممكن است گاهاً به آن روي بياورد و حتي در موارد بدتر ممكن است فرد هنوز هم بعد از ازدواج بطور طبيعي ارضاء نشود و براي ارضاء كردن كامل خود مجبور به عمل استمناء شود.
عمل استمناء فقط يك لذت جسمي موقت را خنثي ميكند و نياز روحي و عاطفي فرد را بشدت سركوب مي كند بطوريكه فرد بعد از عمل به آن بشدت در خود احساس پوچي مي كند و بعضاً افرادي كه چنين كاري را مي كنند حتي تا مدتي حاضر نيستند خود را در آينه نگاه كنند.
پس مي بينيم كه اين راه حل نيز بشدت به تخريب روحي عاطفي يك فرد كمك مي كند و نتيجه مطلوبي نخواهد داشت.

3- آيا عبادت و جهاد با نفس از راه ديني و مذهبي راه صحيح است؟
صراحتاً جواب خير است و اين راه در اصل همان سركوب و مبارزه با ميل جنسي است كه از غرايز اصلي يك انسان محسوب ميشود. همانطور كه گفتم عبادت و دين و مذهب در اصل روش و هدفي است براي رسيدن به اوج انسانيت كه يكي ديگر از غرايز و سرشت نهفته در انسان است و در جامعه فعلي ما از آن به غلط بعنوان راه حل بسياري از مشكلات و معضلات معرفي مي شود.

متأسفانه دين و ابعاد آن در جامعه فعلي ما فرهنگي ساخته است كه فرد از عقوبت پرداختن به اميال طبيعي خود هراس دارد و از طرفي افراد افراطي در زمينه مذهبي را بگونه اي بسته نگاه مي دارد كه منجر به تشديد مشكل برخورد و مواجه با ميل جنسي مي گردد. يعني فرد از طرفي مي ترسد چنانچه ميل جنسي خود را ارضاء نمايد كارش به دوزخ و شكنجه هاي بعد از مرگ بكشد و از طرفي افرادي كه ديد بسيار بسته مذهبي دارند حتي حاضر نيستند نظري خلاف نظر مذهبي خود در اين زمينه را بشنوند و بعضاً با افرادي كه از نياز طبيعي خود حرف مي زنند با تعصب مخالفت مي كنند و نام آنرا غيرت مي گذارند و از آنجائيكه تعداد اينگونه افراد در جامعه كنوني ما بسيارند، عرصه را براي پرداختن آن دسته كه مي خواهند راه نرمال و طبيعي را براي مشكل خود انتخاب كنند تنگ مي كنند. اين افراد بسته ممكن است در حكم والدين يك فرد هم باشند.

از طرفي دين راههايي را براي پرداختن به اين مشكل عنوان كرده است. همچون صيغه يا ازدواج موقت كه به ظاهر راه حل بدي نيست و در شرايطي واقعاً ميتواند يك راه حل مناسب معرفي شود حداقل براي جامعه ديني و بسته فعلي ما ولي متأسفانه اين راه حل نيز براي جوانان تبديل به معضل ديگري شده است. زيرا جوانان باز و تحصيل كرده و روشن فكر نسل جديد حاضر نيستند با افرادي از اين قبيل ازدواج موقت يا ارتباط جنسي داشته باشند زيرا آنها بدنبال ارضاي عاطفي خود نيز هستند و هرگز حاضر نيستند بخاطر صرفاً پرداختن به نياز جنسي معامله يا داد و ستد كنند و از اين گذشته مشكلات ديگري نيز مطرح است كه نمي توان ناديده انگاشت همچون يافتن فرد مطلوب، مكان مناسب براي اسكان فرد، تعهدات ضمني كه بر گردن فرد خواهان ازدواج موقت تحميل خواهد شد، تشريفات متعلق به آن، محدود بودن آن و ...... و متأسفانه در حال حاضر مي بينيم كه اين راه حل ديني، به شكل ابزاري در آمده است كه بيشتر در دست متأهلان نامتعهد و افراد به ظاهر مذهبي در آمده است و خود به خود شكل و نفس آن را در ديدگاه يك جوان روشن فكر نسل جديد مطرود و زشت كرده است.
پس مي بينيم كه اين راه حل يعني صيغه و ازدواج موقت نيز بازدهي مطلوب و كافي را ندارد.

4- آيا انتخاب دختران و پسران خياباني و آشنائي هاي سطحي و تصادفي راه صحيحي خواهد بود؟
خوب مي توان گفت كه تعداد بسياري از جوانان كنوني ما چه در سطح روشن فكر و چه در سطح عامي و معمولي در حال حاضر با متوسل شدن به اين راه حل نياز خود را نسبت به ميل جنسي برطرف مي كنند كه ريسك بسيار بسيار بالائي دارد. انواع بيماريها، مشكلات ضمني از قبيل افتادن در دامي خطرناك و پر ريسك، درگير شدن با پيامدهاي حتي بعد از قطع ارتباط با فرد مورد نظر، اعتمادهاي نابجا و نامعقول و حتي كشيدن پاي افراد خانواده دار و با شخصيت به مراجع قانوني و در نهايت منجر به خرد شدن شخصيت و احساسات يك فرد مي انجامد.
پس مي بينيم كه اين راه حل نيز نمي تواند راه حل مناسب و صحيحي باشد چنانچه شخص نتواند و نخواهد ريسك بالا و خطرات و پيامدهاي حاصل از اينگونه ارتباطات را بپذيرد.

پس راه صحيح كدام است؟ آيا بايد همچون فرهنگ غرب عنان و افسار اين غريزه را باز گذاشت تا به ناكجا آباد برود؟! و ارضاي آن به شكل طبيعي براي فرد معنايي نداشته باشد و همچون حيوان در اختيار اين غريزه و ارضاي آن بود و تعهد بي معنا و بي مفهوم باشد؟! يا در فرهنگ بسته و مذهبي همچون جامعه فعلي ايران با اين مشكل دست و پنجه نرم كرد؟!

بنابراين دختران و پسران قبل از هرچيز بايد ديدگاه خود را براي پرداختن به نياز جنسي خود تغيير دهند. حداقل جوانان از خود شروع كنند تا ديدگاه والدين نيز به مرور تغيير كند. بايد فرهنگي بسازيم كه در آن، ديدگاه خانواده ها را نسبت به اين مشكل حياتي جوانان كاملاً باز كنيم. خانواده اي روشن فكر كه اين نياز اصلي را براي فرزندان خود همچون امر تغذيه، پوشاك، تحصيلات و ..... بپذيرند و خودشان درصدد فراهم كردن آن باشند. خانواده اي كه پسران و دختران خود را از يكديگر نترسانند. خانواده اي كه در آن معيارهاي مذهبي به اشتباه تعريف نشود. خانواده اي كه در آن ايجاد ارتباط ساده و منطقي به فرزندان از همان كودكي آموزش داده شود. خانواده اي كه بچه هاي خود را تك بعدي پرورش ندهند كه فرضند الان بايد بري مهد كودك، بعد مدرسه، بعد دانشگاه، بعد كار اجتماعي، بعد ازدواج و تشكيل زندگي .......... بلكه براي آنان برنامه ريزي مشخصي داشته باشند، تفريحات سالمي بسازند، ورزش كردن را همچون نان شب واجب بدانند، سلايق و استعدادهاي آنان را بشناسند و درصدد پرورش آن باشند، براي آنان روحيه زندگي و زندگي كردن ايجاد كنند، هرگز دختران را از ايجاد يك ارتباط ساده و صميمي با جنس مخالف نترسانند و او را براي اين كار مطرود نكنند. هرگز به پسران خود نگويند كه بايد همسري اختيار كند كه آفتاب روي او را نديده باشد در غير اينصورت آن دختر سالم نيست. هرگز به فرزندان خود نگويند كه خانواده جاي ايجاد رابطه و دوستي هاي اين چنيني نيست.

از طرف ديگر بايد به دختران و پسران نسل جديد و آينده بياموزيم كه اعتماد به نفس بالا داشته باشند. بايد به آنها از يك طرف تمام جوانب يك ارتباط و خطرات و ريسكهاي احتمالي آن را بياموزيم و از طرفي به ايجاد يك ارتباط سالم و منطقي تشويق كنيم. بايد دوستي هاي گروهي و تيمي را به آنها بياموزيم. بايد تفريحات سالم و منجمله ورزش را از واجبات آنان بدانيم و آنها را براي اين كار واداريم. بايد براي آنها هدف خاص و متعالي را مشخص كنيم و آنها را واداريم تا براي آن هدف تلاش كنند و نتيجه را بيابند. اين كارها ضمن اينكه يك جوان را در يك زندگي پر انرژي و حيات بخش مشغول نگاه ميدارد و اميال جنسي او را كنترل شده نگاه ميدارد، باعث رشد و تعالي شخصيت آن فرد نيز ميگردد. ضمن اينكه در اينگونه ارتباطات دختر و پسر همديگر و تفاوتهاي يكديگر را كاملاً مي شناسند و ارتباط آنان يك ارتباط سالم، كنترل شده و منطقي خواهد بود و چنانچه ارتباط آنان خصوصي تر شود و منجر به ارتباط فيزيكي و جنسي گردد، در آن مسلماً و يقيناً احساس عاطفي نيز وجود داشته، پس ارزشمند است و چه بسا به زندگي مشترك بيانجامد و چنانچه نشد حداقل اينست كه هم مهار شده و كنترل شده بوده و در حد رفع نياز بوده و هم خاطره اي خوب و دل انگيز در زندگي فرد بجاي گذاشته است و فرد با فرهنگي كه آموخته هرگز خود را گناهكار نمي داند. هرگز خود را خائن به خود و خانواده نمي بيند. خانواده و بالاخص والدين هرگز فرزند خود را گناهكار نمي بيند، هرگز او را طرد نمي كنند. فرد با فرهنگي كه از كودكي فرا گرفته، هرگز همسر خود را ناسالم و احياناً كثيف و آلوده نمي بيند. فرد با فرهنگي كه آموخته هرگز نسبت به ديدن خواهر خود با يك فرد سالم و منطقي، غيرتي نمي شود! بلكه او را بعنوان يك دوست خانوادگي مي پذيرند. پسرها با فرهنگي كه مي آموزند هرگز اصل تعهد را نسبت به دوست دختر خود زير پاي نمي گذارند و اگر بخواهند ارتباط را قطع كنند خيلي منطقي تمام مي كنند و به دنبال تجربه جديد مي روند. دخترها با فرهنگي كه مي آموزند هرگز از نظر عاطفي وابستگي شديد پيدا نمي كنند تا منجر به آسيب روحي او بعد از قطع رابطه گردد. والدين با فرهنگي كه مي آموزند مي فهمند كه جوانان از يك سن مسئول اعمال خويش هستند و وابستگي هاي دست و پاگير را كنار مي گذارند ضمن اينكه اگر خانواده كانون امنيت روحي و عاطفي فرزند خود باشند ضمن اينكه فرزند خود را تا حدودي آزاد مي گذارند، او را از هر لحاظ  كنترل مي كنند........ كنترلي از نوع دوستانه و منطقي........ نه ديكتاتوري و خودخواهانه!

مي دانيد چرا آمار اعتياد رو به افزون است؟!!!! يكي از دلايل آن و شايد اصلي ترين آن همان سركوب نيازهاي جنسي است!!!!!!! مي دانيد يكي از مهمترين آمار طلاق در ايران همان نداشتن تجربيات جنسي قبل از ازدواج است و فرد چه زن و چه مرد همسر خود را از نظر جذابيت جنسي مناسب خود نمي داند. مي دانيد كه از نظر علمي هر فرد سلايق خود را دارد و همچنين فانتزي هاي س.ك.سي مربوط به خود. حال اگر اين فانتزها را در همسر خود نيابد ........... چه خواهد شد؟! يا خيانت و يا جدايي! (البته به اشتباه يك معيار كلي استنباط نشود بطور درصدي عنوان كرده ام.)

در جامعه ايراني متأسفانه بنا بر فرهنگ غلط و متهاجم عرب و اسلامي، مردان همواره در اولويت قرار مي گيرند، اگرچه شعارهاي بسياري براي تساوي زنان و مردان وجود دارد كه در عمل و در قانون مشاهده نميشود.

لاجرم اين فرهنگ غلط و حاكم بر ديدگاه تك تك افراد حتي خود زنان نيز حك گرديده و بنا بر تعصبات حاكم، سخني فراتر از آن پذيرفته نخواهد شد. فرضند ما در مقام يك مرد هنگامي كه خواهان ازدواج هستيم، به دنبال دختري مي گرديم كه بقول رايج فرهنگ ايراني "آفتاب و مهتاب روي او را نديده باشد"! و حتي مادر و خواهرمان در اقوام و نزديكان در وهله اول بدنبال دختري با اين خصيصه هستند و چنانچه دختري صادقانه اعلام كند كه قبلاً دوستي از جنس مخالف داشته ولو بدون هرگونه ارتباط فيزيكي، طرد شده و بعضاً متهم به صفات نامطلوبي نيز خواهد گرديد.

پس مي بينيم كه داشتن چنين ديدگاهي هرگز به جامعه و زندگي در فرهنگي صحيح كمك نخواهد كرد.

اگر شخصي در مقام مرد درك نمايد كه زن نيز يك انسان است و نيازهاي جنسي و عاطفي دارد كه در حال رشد است و نياز به ارضا شدن دارد، هرگز جامعه ما بسته و دگم نخواهد ماند.

متأسفانه در جامعه ما حتي شخصي در مقام زن و دختر نيز اين ديدگاه را نسبت به خود پذيرفته و چنانچه بخواهد رابطه اي را آغاز نمايد از خود و آينده خود و خانواده خود هراسان است و بعضاً ايجاد ارتباط را نوعي خيانت در برابر خانواده و همسر آينده خود تلقي مي كند.

اگرچه در سالهاي اخير جوانان كمتر از اين ديدگاه پيروي مي كنند ولي متأسفانه هنوز نيز در هنگام ازدواج، يك پسر به دنبال دختري چشم و گوش بسته است و يك دختر نيز هرگونه ارتباط قبلي را كتمان مي كند و از گفتن آنها حتي براي پدر و مادر خود نيز خودداري مي كند و هميشه بعنوان يك راز در قلب او باقي مي ماند و متأسفانه چنانچه بنا بر هر دليلي بعد از ازدواج و ايجاد زندگي مشترك، چنين رازي برملا شود او شخص خائني قلمداد ميشود و حال آنكه در مورد مردان چنين چيزي عيب يا خيانت محسوب نميشود و زن نمي تواند در باره او سوالي داشته باشد و يا حتي خود زن بگونه اي باور دارد كه براي يك مرد عيب نيست. حتي در جامعه ايراني بندرت پسري را مي بينيم كه با زني مطلقه و يا حتي داراي فرزند خواهان ازدواج باشد ولي به كرات شاهد ازدواج مردان بيوه و مطلقه با دختراني باكره هستيم.

مادران و پدران در خانواده از همان ابتدا حق و حقوق فرزندان پسر را با فرزندان دختر جداگانه تعريف مي كنند و به آنان اينگونه القاء مي كنند كه پسران حق دارند مدت بيشتري و حتي بدون اجازه در خارج از خانه باشند و دختران حق رفتن به هيچگونه ميهماني حتي يك دوست بسيار صميمي ندارند و يا بايد بسيار كنترل شده و محدود باشد و يا پسران حق دارند در هنگام مسافرت والدين در خانه تنها بمانند ولي دختران همواره بايد همراه والدين باشند ........... و يك سري تعاريف اين چنيني كه بعضاً در برخي از خانواده ها كمرنگ تر و يا پر رنگتر است.

سوال اين است كه راه درست چيست؟ آيا جوانان در فرهنگ ايراني بايد روش مادران و پدران خود را در زندگي آينده شان ادامه دهند و يا يكباره سنت شكني كنند و همچون كشورهاي اروپايي و آمريكايي هيچ حد و مرز مشخصي نباشد و تعهد خانوادگي بي معنا باشد و بعضاً فرزند سالاري حاكم باشد؟! و كنترل فرزندان از سنين كم امكان ناپذير باشد.

البته جدايي از فرهنگ بسته و دگم ايراني، برخي از خانواده هاي دهه اخير افرادي تحصيل كرده و روشن فكر هستند كه به مسائل روحي و عاطفي فرزندان خود علاقه مند هستند و بسيار توجه مي كنند ولي بخاطر مشكلات سياسي و اجتماعي اخير از خطرات پيرامون فرزندان خود هراس دارند و بعضاً سختگيري آنان در اين چارچوب قابل تعريف است ...........

اما در اين مبحث، سخن از ايجاد فرهنگي نوين در بين خانواده هاست. خانواده هايي كه بايد به رشد و تكامل جنسي فرزندان و جوانان خود همچون رشد و تكامل فيزيكي و جسمي آنان نيز توجه داشته باشند. خانواده هايي كه بايد سعي داشته باشند با فرزندان خود دوست باشند و به آنها اجازه دهند تا در مورد تمام مسائل و نيازهاي خود آزادانه صحبت كنند و محيط خانواده را براي گفتن و بازگو كردن اين نيازها بسته نگاه ندارند و شرم و حيا را بعنوان يك هنجار خانوادگي در اين زمينه عنوان نكنند و خود آنان شروع به صحبت و گفتن مطالبي در اين زمينه بنمايند و ضمن اينكه آموزش لازم و شناخت ريسكها و خطرات احتمالي را به آنان گوشزد مي كنند، آنان را بطور كنترل شده اي آزاد بگذارند تا دوستي هاي گروهي و حتي دوستي هاي دونفري از جنس مخالف داشته باشند و مدت زمان بيشتري با يكديگر در محيطي امن تر بدور از مسائل سياسي و اجتماعي باشند و تفريحات سالم همچون ورزش، مسافرت و ميهماني هاي كنترل شده داشته باشند تا بتوانند نيازهاي عاطفي، رواني و جنسي خود را تا حد كنترل شده برطرف سازند. خانواده هاي جديد بايد براي فرزندان خود همچون دوران نوزادي آنان، وقت بگذارند و همراه آنان باشند همچون يك دوست واقعي و راحت. والدين تحصيل كرده بايد براي رشد عاطفي و رواني فرزندان خود نگران باشند و اين كار عملي نيست بجز اينكه در وهله اول به خودشان و سلامت جسم و روحشان بپردازند و سپس براي فرزندانشان اقدامات تفريحي، ورزشي، آموزشي كنند.

بچه هاي ما بايد بدانند كه ازدواج زندگي نيست بلكه بخشي از زندگي آنان محسوب ميگردد كه بايد كاملاً آگاهانه و سنجيده اتفاق بيافتد و اين اتفاق در سنين كم بدون آگاهي و سنجش كافي و كامل است.

بچه ها بايد بدانند كه زندگي يعني مسيري كه در آن مي توانند از لحظات لذت ببرند و اين لذت بايد با آگاهي كامل و برنامه ريزي كنترل شده صورت پذيرد. بايد به دختران و پسرانمان بياموزيم تا از ارتباط با يكديگر نهراسند تا شناختشان نسبت به يكديگر كامل گردد ضمن اينكه بايد به آنها بياموزيم تا براي يكديگر مشكل آفرين نباشند بلكه ارتباط بايد از نوع دوستي خالصانه و عاشقانه باشد نه از نوع خودخواهانه.

والدين بايد شرايط اينگونه دوستي ها را فراهم كنند و خانواده را جاي امني براي ابراز هرگونه احساسات فرزندان خود بسازند.


ببخشيد كه زياد صحبت كردم، البته اين بحث لازمه زياد صحبت كردن دارد و براي جا افتادن آن نياز به بحث و مذاكره دارد..... حالا بنده منتظر مي مانم تا ديگران نظرات خود را بدهند تا برايشان دلايل خاص خودم را عنوان كنم و شايد بتوان فرهنگي را كه مدعي آن هستم شفافتر عنوان كنم........... البته باز هم متذكر ميشوم كه انسانها و ديدگاهها با يكديگر متفاوت هستند ما نمي توانيم يك انقلاب يكپارچه در اين زمينه راه بياندازيم......... و جلوي هر اشتباه و انحرافي را بگيريم ............. اين فرهنگ فقط براي انسانهاي نرمال و كساني كه مي خواهند از راه منطقي به جسم و روحشان بپردازند عنوان شده است.

به اميد حق - كريمي 

بصیر:
با سلام و احترام به خانم کریمی ارجمند

راستش من از خوندن نوشته های طولانی شما چیزی بعنوان  راهکار این معضل  دستگیرم نشد!!

سرکوب نیاز جنسی را نفی کردید که ما هم قبول داریم
خود ارضایی را هم نفی کردید که ما هم قبول داریم
ارتباط های جنسی عنان گسیخته مانند غرب را هم منفی دونستید که ماهم قبول داریم
روابط دختر و پسر در قبل از ازدواج را هم منفی دونستید که باز ما هم قبول داریم

خب اخرش چی شد؟؟

فقط زیاد کلمه فرهنگ ایرانی را مورد نقد قرار دادید که نمی دونم چه ارتباطی بین فرهنگ ایرانی با این موارد بالاست !

تنها شما یک چیز را در مورد فرهنگ ایرانی توانستد بیان کنید و آن اینکه ازدواج اگر به خاطر رفع نیاز جنسی باشد فرجام خوبی نخواهد داشت که اولا این مورد را نمی توان صد در صد قبول کرد هم تجربه اینگونه ثابت کرده و هم تابحال خیلی از ازدواج های موفق این گونه بوده...به هرحال نافرجام بودن برخی ازدواج ها علل زیادی دارد از جمله پرتوقع بودن و عدم وجود حالت قناعت نفس

اما راستش من چیزی بعنوان راهکار دست گیرم نشد اگر هست بطور خلاصه بیارید ممنون میشم..

البته من هم راهکاری دارم در مورد تنها  ایراد  شما یعنی  ازدواجی که  با قصد رفع نیاز جنسی باشد فرجام خوبی ندارد..

كريمي:
سلام دوست عزيز جناب آقاي حسين

متأسفانه ظاهراً زياد با دقت مطالعه نفرموديد چون نتايجي را كه گرفته ايد تا حدودي مد نظر نبوده است. البته كاملاً انتظار هرگونه حملات عقيدتي و انتقادي را دارم فقط اميدوارم حذف و ويرايش نشود.

1-   سركوب نياز جنسي را نفي كرده ام، بله درست است چون اعتقاد دارم هرگز امكان پذير نيست.

2-   خودارضايي را بطور كامل نفي نكرده ام، بلكه افراط در آن باعث اعتياد ميشود و ممكن است همان طور كه اشاره كردم نتيجه مطلوبي نداشته باشد........ اما از نظر علمي اين كار كاملاً نفي نشده و در حد نياز نه بصورت افراطي بلامانع شناخته شده است. من در اين رابطه مقالات زيادي مطالعه كرده ام و همچنين نظر چند پزشك را نيز پرسيده ام.

3-   ارتباطات جنسي عنان گسيخته معمول در غرب را نفي كرده ام، بله........ از نظر من ارتباط جنسي كه شكل حيواني داشته باشد مطرود است. منظورم: ارتباطات جنسي گروهي با هم، يا Swich كردن زوجين كه در غرب مد شده ........ ولي در مورد "همجنس بازي" نظر خاصي ندارم زيرا در حال حاضر اين قضيه از نظر علمي بسيار مورد بحث و گفتگو و مطالعه است و ظاهراً از نظر علمي ثابت شده (بخاطر مسائل هرموني و فيزيكي و فانتزيهاي هر فرد در بطن و سرشت او)، البته متذكر ميشودم كه الانه در شرق و حتي در ايران هم ارتباطات جنسي از نوع افسار گسيخته و حيواني كم ديده نمي شود كافي است جرايد را باز كنيد و بخوانيد.

4-    روابط دختر و پسر در قبل از ازدواج را به هيچ وجه نفي نكرده ام و بالعكس، و نمي دانم جنابعالي چطور اينگونه استنباط كرده ايد. تنها چيزي را كه در اين زمينه اشاره كرده بودم اين بود كه بسيار كنترل شده و منطقي باشد بطوريكه به يكديگر آسيب روحي و جسمي غيرقابل جبراني وارد نگردد. منظورم پرده بكارت نيست.......... بلكه منظورم حامله شدن بود......... منظورم جلوگيري از بيماريها بود. منظورم خواست دو طرف و رضايت هر دو در هر زمينه اين ارتباط بود. يك نوع دوستي بسيار ساده كه از همان ابتدا آهسته و منطقي جلو برود........ و چنانچه اگر منجر به ايجاد عاطفه و تماس فيزيكي گرديد، قبل از آن حد و مرزش تعيين شده باشد. فرضند اگر دختري نخواهد كاملاً خود را در اختيار پسر قرار بدهد كه پرده بكارت او دچار مشكل گردد، پسر با تعهد قلبي كه دارد آنرا بپذيرد و رعايت كند و بالعكس........ و در مورد مسائل عاطفي نيز بايد هر دو طرف بپذيرند كه چنانچه دليل خاصي از طرفين مبني بر قطع رابطه وجود داشته باشد، با شعور باز و با درك دو طرفه پذيرفته شود. در اين حالت خيلي بهتر خواهد بود تا اينكه بعد از ازدواج جدايي رخ دهد و پاي مراجع قانوني، خانواده ها و احياناً بچه و بچه ها در ميان باشد.

5-   ايجاد يك رابطه تصادفي و خياباني را نفي كرده ام، چون اعتقاد دارم ريسك بسيار بالايي دارد و كلاً از نظر اجتماعي نيز مطلوب نيست. ارتباطات جنسي و فيزيكي بايد براساس دوستي هاي طولاني مدت انجام بگيرد. يعني دو نفر زمان طولاني را چه در جمع خانواده و چه در جمع دوستي هاي گروهي همديگر را بشناسند و مسائل جنسي و عاطفي به تدريج انجام پذيرد. نه اينكه طبق مد جديد رايج در روز با يك ماشين تو خيابان راه افتاد و شكار دختر و پسر كرد!!!!!!!! دوستي هاي گروهي بايد از طرف خانواده ها ترويج و ترغيب شود و در اين حين اگر بين دو نفر علاقه اي و دوستي ساده اي رخ دهد ادامه يابد.

براي اطلاع جنابعالي آخرش اين شد، ببخشيد كه زياد خلاصه وار نبود چون نمي توانستم در چند خط براي شما شفافتر كنم...........و همانطور كه گفتم ما نمي توانيم جلوي انحرافات و اشتباهات همگي را بگيريم.......... بلكه منظور فرهنگي بود كه در آن هم خانواده ها در وهله اول اين نياز مهم فرزندان خود را بخصوص در جامعه كنوني كه سن ازدواج بسيار بالاست و امكان ازدواج بسيار سخت و دشوار، خانواده ها بايد به فكر بيافتند ............ ازدواج كردن راه چاره نيست......... خودتان چند بار در همين انجمن خوانده ايد كه بعد از ازدواج با مسائل جنسي همسرشان دچار مشكل شده اند، و تازه فهميده اند كه از هيچ لحاظ با يكديگر تفاهم ندارند!!!!!!!!! حالا بعضاً اينگونه ازدواجهاي زود هنگام و بدون هيچ ارتباط جنسي از قبل هم ممكن است اتفاق افتاده باشد و سرانجام خوبي هم بطور تصادفي و شانسي داشته است...... و يا دو زوج بدون اطلاع از نياز واقعي خودشان سعي كرده اند با يكديگر از هر لحاظ وقف پيدا كرده باشند............ قول مي دهم اكثر متأهلان ما هيچ چيز از الفباي مسائل جنسي نداشته يا بسيار كم و ناقص داشته باشند.......... سعي نكنيد فقط يك يا دو تا Case را بعنوان يك قانون تلقي كنيد..........

با احترام - كريمي

بصیر:
خب پس راحل حل نهایی شما دوستی با جنس مخالف است

اولا فرض میگیریم که این راه حل مناسب هست اما انصافا این راه حل مناسبی هست برای پسران نه دختران

میگید چرا ؟

اولا در این روابط غالبا احتمال اینکه وابستگی ان هم در حد بسیار شدید  خیلی زیاد هست و وابستگی که خیلی اوقات فرجامی ندارد

در این وابستگی ها غالبا دختر ضربه می بیند که در همین انجمن فوق العاده توسط برخی دختران این مسئله مطرح شده

ثانیا برفرض که وابستگی هم نباشد اگر مبنا برای رفع نیاز جنسی باشد باز در این مسئله اولا گناه هست و عواقب آن گردن خود ان شخص هست و ثانیا دختری که پرده عفت  خود را به خاطر دوستی از دست رفته می بینید اگر ذره ای وجدان داشته باشد حداقل برای چندین سال عذاب وجدان دامنگیر او خواهد بود...


خب حال گونه ای دیگر از نقائص این راهکار بگوییم

اولا اگر ارتباط باشد ولی هیچ نوع رابطه جنسی نباشد برای پسر ازدیاد شهوت میکند ومیل پسر به همان عمل خود ارضاعی بیشتر می شود
دوما گناه است
سوما این خود نوعی رواج فساد است .چرا که ذات انسان سیر بشو نیست اون هم در مسائل شهوانی ..انوقت جوانی که برای ارضا غریزه جنسی دست به این کار میزند احتمال اینکه دست به کارهایی از این بزنید خیلی زیاد است و و رشد همین باعث فساد در جامعه می شود..

در مورد ضررهای استمنا از جهت علمی هم خیلی بحث کردم که ارجاع میدهم شما را به مباحث قبلیم در این زمینه ..

سایه:
من فکر می کنم اگه این همه توی ایران دختر و پسرها از نزدیکی با هم دور نمی شدند این همه مشکل جنسی نبود ما در تمام طول مدرسهجدا از هم هستیم و توی دانشگاه یه سری درسا رو مشترک داریم و یه سری رو جدا اگه بیایم توی محیط دانشگاه با هم حرف یزنیم حراست میاد و می گیرمون و بعد پرونده و دادو بیداد و توی محیط بیرون هم گشت های ارشاد و قبل اون نهاد امر به معروف و این ها برای همین روابط ازادی نیست . دختر ها و پسر ها برای اینکه با هم باشن مجبورن داخل خونه بشن و اونجاست که خیلی از مشکلات پیش میاد در حالیکه اگه این روابط در محیط های عمومی باشه خیلی از خطرهای احتمالی کم میشه و فکر می کنم فشار های روحی ناشی از مشکلات جنسی کمتر میشه

کنترل

[0] صندوق پستی

[#] صفحه بعدی