خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53075 ارسال در 5547 موضوع- توسط 22027 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: FLonon
زاگریو، ثبت آنلاین دامنه و میزبانی وب
صفحه: [1] 2   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: من چی کار کنم با این مرد مغرور .....؟  (دفعات بازدید: 7489 بار)
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« : 23 فروردين 1388,ساعت 09:15:00 »

سلام عزیزان ...خانمی هستم که چند سالی هست ازدواج کردم ....بچه ندارم ....چیزی که منو تو زندگی غذاب میده  رفتار شوهرم هست .من دختری کاملن احساسی هستم و عاشق کلمات عاشقانه و احساسی .اون یه مرد سرد و مغروری هست که هیچوقت کلمات عاشقانه به کار نمی بره .یه مدت زندگی برام خیلی سخت بود و فکر می کردم دوستم نداره اما حالا بعد از چهار سال زندگی دیگه عادت کردم به رفتاراش .اما بعضی موقع ها بازم عصبانیت میاد سراغم و خواستم رو از این زندگی  می خوام ....خیلی دوست داشتم همسرم از کلمات دوستت دارم ، عزیزم و ....استفاده  می کرد . حتی وقتی ازش تشکر هم می کنم از کلمه خواهش می کنم هم استفاده نمی کنه (البته یه بار بهم گفت دوست ندارم محیط زندگیمون تعارف و رسمی باشه )ولی منطق من این نیست ... یا وقتی میگم شرمندم فلان کار رو کردم هیچی جوابی نمیده ...اینم بگم من عاشق همسرمم و اونم منو خیلی دوست داره فقط رفتارامون خیلی با هم متفاوته هر چی می خوام مثل اون باشم نمی تونم همیشه بهش می گم عسلم نباتم همسر نازنین من ...ام دریغ از یک کلمه حرف زدن از جانب او ...یه مدتی دیگه نمی گم تا شاید ون بگه اما می بینم خبری نیس دوباره شروع می کنم چون طاقت نمیارم و نمی تونم مثل اون باشم .
دومین ناراحتیه من هم اینه که اون خیلی به مرگ فکر می کنه از این دنیا بدش میاد .چیزی رو می بینه که خلافه (مثلن زنهای بد کاره ، یا رعایت نکردن قوانین مقررات رانندگی ، حتی شهرداری  که درست کار نمی کنه . هزارتا مسائل شبیه به این ..چه ناموسی چه کاری  چه دینی )یه اهی می کشه و میگه اینا جگر ادم رو خون میکنه کاش تو این دنیا نبودم و اینا رو نمی دیدم ...اخه چرا باید فلانی فلان کار رو بکنه ...حالا این وسط من داغون میشم هی میگم تو چی کار داری به این جور چیزا عصبانی میشه چرا ؟؟مگه من ادم این جامعه نیستم تو امثال تو هستن که میگین ولش کن دیگه و اینا هر کاری دلشون می خواد می کنن ...
اگه میشه راه حلهایی بگین برای من که بتونم راحت زندگی کنم با این فرد ...تازه اونقدر فکر مردن هست که رفته برای اهدای عضو نام نویسی کرده تا بعد از خدای ناکرده مردنش اهدای عضو بکنه ...اخه این حرفا ، این کارا ،منو از رمق می اندازه و نمی تونم به روزهای خوش فکر کنم به بچه، به خوشبختی
یه مورد اخری هم بگم دیگه وقتتون رو نگیرم  Roll Eyes Roll Eyes Roll Eyes Roll Eyes
شوهرم اصلن بچه دوست نداره الان چهار ساله از ازواجمون می گذره اصلن حرفی از بچه نزده و هر وقتم که خواستم چیز بگم  عصبانی شده و گفته نه خبری از بچه نیست و من بچه دوست ندارم هر چی بهش می کم پس من چی من حقم از زندگی چیه سکوت می کنه و بعضا هم می گه ما برا پدر و مادمون چی هستیم که بچه ما برا ما چی باشه ...من خودم عاشق بچه ام اما چون کارمندم خودم هم نمی خواستم ولی الان کم کم دلم بچه می خواد احساس می کنم اگه سنم بگذره دیگه این شور و شوق رو نخواهم داشت و دوست ندارم سنم خیلی بالا بره و بعد بچه بیاد و فاصله سنیمون از هم زیاد باشه ...من چه طور می تونم راضیش کنم ؟؟؟هر چند ما هنوز خونه نخریدیم ولی اگه خدا بخواد شاید یک یا یک و نیم ساله بتونیم یه کلبه درویشی بخریم و هدف من خونه است بعد بچه اما حالا دیگه احساس می کنم شاید دیر بشه ....لطفا نظر بدید  ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1225

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #1 : 23 فروردين 1388,ساعت 10:03:24 »


سلام زهرا جان
خيلي خوبه كه تو اينقدر همسرت رو دوست داري
اما اين بده كه بعد از 4 سال نتونستي با اخلاقش خوب بگيري!
اينو واسه اين ميگم كه خودت كمتر اذيت بشي
سعي كن همسرت رو همينجوري كه هست دوست داشته باشي (( كه تا حالا هم همينطوري بوده قطعا))
در مورد اينكه شما احساسات بيشتره و ايشون كمتره بايد بگم هم جنسيت شما نقش دهنده كه شما خانم هستيد و ايشون آقا ، هم فرهنگ ها و خانواده ها
معمولا رفتار ادمها نشات گرفته از خانواده است
شايد اگه دقت كنيد رفتار همسرتون مثل پدرش باشه
ميدوني معمولا پدري كه علني ابراز احساسات ميكنه ، يا تو كار خونه كمك ميكنه ، يا بد اخلاقه ، يا هر خصلت خوب و بد ديگه……….. پسر هم بي شباهت به پدر بار نمياد!

يا مثلا همونطور كه خودت گفتي طرز فكر شوهرت اينه اگه اين حرفها رو داره تعارف تيكه پاره ميكنه ، براي همين دوست نداره!!

عوضش اين اخلاق همسر شما يه حسن داره و اونم اينه كه وقتي كاري واست ميكنه ميتوني اطمينان قلبي داشته باشي كه از دل جون هست نه از روي تعارف يا هر چيز ديگه!
بنابر اين خيلي سخت نگير، سعي كن بپذيري كه اخلاقش همينه و با همين اخلاق مثلا خشك دوستش داشته باشي!
مورد ديگه كه ميگي شوهرت به مرگ زياد فكر ميكنه هم خيلي خوبه !! چرا فكر ميكني بده يا مثلا اهداء‌اعضا.
من و شوهرم هم اين كار كرديم. ضمن اينكه به هم قول داديم هركدوم زودتر رفتني شديم و خدايي نكرده اگه مرگ مغزي بود يادمون نره قرارمون چيه و تحت تاثير قرار نگيريم. (( بعد از 120 سال ان شاءالله))
راستش ادمهاي بزرگ سعي ميكنن هر از گاهي به ياد مرگ باشن و اين براشون يه نوع هشدار تلقي ميشه كه مواظب رفتارشون باشن.
اين شامل حال تو هم ميشه و به نظر من اصلا نبايد از اين قضيه احساس ناراحتي كني.

اولا كه مرگ و زندگي دست خداوند است و هر كي به ياد مرگ باشه ، دليل بر اين نيست كه مرگ گريبانشو زودتر از بقيه بگيره
تو هم نبايد بگي كه من دلسرد ميشم و ميترسم
اصلا اينجوري نباش
عوضش سعي كن براي طول عمر خودت و همسرت دعا كني!

در مورد بچه هم سعي كن خودت و شوهرت رو از نظر روحي اماده كنيد تا يه فرزند سالم و صالح داشته باشيد. براش توضيح بده كه اگه ادم فرزندان صالح داشته باشه هم براي دنيا دست ادم رو ميگيرن هم ميتونن در اخرت شفاعت ادم رو بكنن !! چرا فكر ميكنه بچه به درد نميخوره
از شيريني هاي بچه، از اينكه ادم اميد ميگيره بيشتر تلاش كنه براش بگو!
خدا چه ديدي شايد بچه دار بشيد و يه خونه بهتر از اون كلبه درويشي كه فكر ميكنيد خدا بهتون بده!! شايد خدا بخواد و يه بچه خوش قدم بهتون هديه كنه!!

از اين باب وارد شو براي بچه.

ولي كلا چيزهاي ديگه اي كه گفتي عيب نيست ، درسته هيچ زني از مرد با احساس بدش نمياد ، اما اين تعريفهايي كه شما از شوهرت كردي به نظرم اصلا بد نيست فقط ميمونه اينكه ميگي خشكه كه اونم به همه خوبي هايي كه داره در!!
قبول داري؟

ضمن اينكه نا اميد نباش ، نه در مورد احساسات همسرت نه در مورد اينكه بچه دوست نداره!  خودت اون جمله پايين نوشته هات رو چند بار خوندي؟؟؟؟؟
(((((((((((((((((((((هر وقت توی زندگی رسیدی به جایی که یه در بزرگ یا یه قفل گنده داره اصلا نترس چون اگه قرار بود باز نشه به جای در دیوار می ذاشتن)))))))))))))))))))))))
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 592

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #2 : 23 فروردين 1388,ساعت 10:31:18 »

خوش به حالت که شوهری با این خصوصیات داری
شوهرمن درست عکس شوهرشماست  بسیاربا محبت بسیار امیدوار  به مرگ هم زیاد فکر نمیکنه بچه هم خیلی دوست داره اما    وقتی یه خانمی خودشو وارد زندگیش کردخیلی راحت دقیقا همین ابراز احساسشو تو اس ام اس هاش به اونم نشون داد . حرفهایی که همیشه به من میگفت که همچنانم بهم میگه
پس خداتو شکر کنه که شوهرت اینقدر مغرور وبا وجدانه که از چنین  حوادثی اینقدر متاثر میشه
خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
sogol_666_balaa
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 344

تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100



« پاسخ #3 : 23 فروردين 1388,ساعت 10:58:04 »

 سلام دوست عزیز  تا حدودی با صحبتهای  بلک روز عزیز موافقم ولی‌  یک سوال  این همه جبهه گیری منفی‌ از طرف شوهرتون رو یکم نمیتونم درک کنم و این که چرا با بچه مخالفان و آیا در گذشته اتفاقیی   افتاده یا  خودش چیزی نمیگه؟ ؟ ؟ و یکی‌ این که شما قابل ازدواج در مورد بچه صحبت نکردین و آیا همسرتون موافق باشه بودن یا مخالف ؟؟؟؟/ و چند سالتون و همسرتون چنتا بچه هستن خانواده همسرتون و چندمین بچه  ؟؟؟   سوگل مرسی‌ی
خارج شده است

من به امار زمین مشکوکم  اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس  ؟؟؟؟؟
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #4 : 23 فروردين 1388,ساعت 12:19:48 »

ممنونم از دوستای خوب که نظر دادن واقعا ارومم کردین ...من اگر هم ناراحتم به خاطر اینه که نیازم براورده نشده یه جور حس حسادت داشتم به خانواده های دور و برم مثلن من بین خانواده ام 5 تا زوج داریم که تقریبا با هم ازدواج کردیم شوهراشون به قول ما ها زن ذلیلن و اگه اونا بگن بمیر می میرن اگه بگن پاشو پا میشن اگه بگن بخواب می خوابن حتی برادرم خونه باباش نمی تونه پاهاشو دراز کنه چون زنش یه نگاه چپ کنه همه چی تمومه ...نمی گم به این رفتارا حسادت می کنم به زن دوستیشون (البته به ظاهر)همش احساس می کنم شوهر اونا بیشتر محبت دارن ولی شوهر من کمتر
سوگلی عزیز دوست مهربونم  اتفاقی نیافتاده ولی از همون اول می گفت بچه دوست ندارم خدا کنه تو نازا باشی ولی کم کم حرفش عوض شد گفت تا 10 سال بچه دار نمی شیم بعد که برادرش و برادرم و خواهرم بچه دار شدن حالا میگه 8 سال دیگه شاید شیرینی بچه رو میبینه و نظرش عوض میشه اما 8 سالم خیلی زیاده نظر من یک سال دیگه است .25 سالمه و با هم دو سال فاصله داریم و همسرم اخرین فرزند خانواده و مادر پیری داره البته در حد 60سال که عاشق عاشق عاشق مادرشه ....استور عزیز من می دونم از این حوادث اتفاق نمی افته چون خیلی از این جامعه کثیف بدش میاد ولی قبلن هم گفته بودم بولوتوث های خنده دار بد نگاه می کنه ولی اصلن موافق بد حجابی و بی حیایی نیست
رز سیاه خانمی گل واقعان سنگ تموم گذاشتی ممنونم اما یه مشکلی هم که هست خوب خودمون خانم هستیم دیگه ...حرف و حدیث بین خانما زیاده... هر وقت بهش درد دل می کنم می گم فلانی این حرف رو زد یا مامانت این حرف رو زد من ناراحت شدم یا برادرت یا حتی خواهرم میاد از اونا دفاع می کنه و میگه نه اونا منظورشون شاید این بوده و تو اشتباه می کنی ...یا میگه من برادرم  یا مادرم یا خواهرم رو خوب می شناسم و یه عمر باهاشون زندگی کردم و می دونم منظوری نداشتن و تو اشتباه می کنی ...و این منو رنج میده و باهاش دعوا می کنم که چرا هیچوقت از من طرفداری نمی کنی من زنتم چرا نمی خوای یک بار فقط یک بار بگی عزیزم حق با تو هست همیشه سعی کردی منو مقصر کنی اونم میگه نه من تو رو مقصر نمی کنم من نمیخوام کینه باشه تو دلت اما دل من پر تر از کینه هم میشه چون همسرم از من حمایت نکرده .
ضمنا در مورد پدرش که گفتی من باهاش توی دانشگاه اشنا شدم البته فقط اشنا شدم دوست نشدم وچون تا حدودی می شناختمش که پسر سالمی هست جواب مثبت دادم شاید اگر خانواده اش رو می شناختم و فرهنگشونو تحقیق می کردم هیچگاه بهش جواب مثبت نمی دادم (چون فرهنگشون برام قابل قبول نیست )البته من واقعان دوسش دارم  ولی از لحاظ فرهنگی با خانواده اش فرق داریم (اونم فقط خانواده اش ) چون خودش مثل خونواده اش نیست هر چند کمی تاثیر گرفته خیلی هم بی تاثیر نیست .....البته شایدم به خاطر اینه که خانواده ما خانواده جوان هست و خانواده اونا پیر هستن و سنتی و نوه و نتیجه دار
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #5 : 23 فروردين 1388,ساعت 12:30:38 »

یه سوالم دارم اینکه من به محبتام ادامه بدم یا نه ؟ یکی به من گفت زیادی بهش محبت نکن بزار اون بیاد به طرف تو اگه زیادی بهش محبت کنی اون خودشو کنار می کشه تا تو همیشه بهش محبت کنی نظر شما چیه ؟ ایا من بازم قربون صدقه اش برم یا عادی باشم یا مثل خودش سرد (هر چند سخته سرد بودن )  اون اهل سوسول بازی  نیس ولی من براش مثلن کادوی ولتاین می خرم  و روی کاغذ کشیدن فلش و فلش و فلش تا رسیدن به کلمه دوستت دارم  وروی اینه کلمات عاشقا نه می نویسم  ... اما برای اون این چیزا مسخره است که برام بخواد انجام بده البته خوشحال میشه ها از کار من ولی خودش از این کارا نمی کنه حالا یا غرورمردونگیش  اجازه نمیده یا بلد نیس یا فرهنگش اجازه نمیده نظر شما چیه من محبت بکنم زبانی یا عملی   
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
sogol_666_balaa
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 344

تشكر
اهدا شده: 27
دريافت شده: 100



« پاسخ #6 : 23 فروردين 1388,ساعت 12:46:43 »

اما یه مشکلی هم که هست خوب خودمون خانم هستیم دیگه ...حرف و حدیث بین خانما زیاده... هر وقت بهش درد دل می کنم می گم فلانی این حرف رو زد یا مامانت این حرف رو زد من ناراحت شدم یا برادرت یا حتی خواهرم میاد از اونا دفاع می کنه و میگه نه اونا منظورشون شاید این بوده و تو اشتباه می کنی ...یا میگه من برادرم  یا مادرم یا خواهرم رو خوب می شناسم و یه عمر باهاشون زندگی کردم و می دونم منظوری نداشتن و تو اشتباه می کنی ...و این منو رنج میده و باهاش دعوا می کنم که چرا هیچوقت از من طرفداری نمی کنی من زنتم چرا نمی خوای یک بار فقط یک بار بگی عزیزم حق با تو هست همیشه سعی کردی منو مقصر کنی اونم میگه نه من تو رو مقصر نمی کنم من نمیخوام کینه باشه تو دلت اما دل من پر تر از کینه هم میشه چون همسرم از من حمایت نکرده        


سلام دوست عزیز نمیدونم آیا کتاب مردان مرریخی زنان ونوسی رو خوندید یاا نه ولی‌ حتما اگه نخوندید بخونید   چون فک می‌کنم شما تفاوت زن و مرد رو در نظر نمیگیردی.       
بنظر من شما همون جوری که هستین و دوست دارید رفتار کنید مثل همیشه و یک چیز مسلما همسرتون از این که براش این کارارو میکنی‌ دوس داره  اگه خوشش نمیمد  حتما میگفت این لوس بعضیا چی‌ پس معلومه که این کارو میپسنده   
 مرسی سوگل
خارج شده است

من به امار زمین مشکوکم  اگر این سطح پر از ادم هاس پس چرا این همه دلها تنهاس  ؟؟؟؟؟
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 592

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #7 : 23 فروردين 1388,ساعت 12:59:13 »

اگه توزندگیه مشترک محبت نباشه زندگی خیلی سردوبیروح میشه
بنده بامحبت نکردن مطلق کاملا مخالفم
ببخشید که اینو میگم اما من به عنوان یه زن اصلا ازین نوع محبت کردنها خوشم نمیاد
بهتر نیست یکم سنگینتر محبت کنید مثلا همسر من اوایل ازدواج خیلی از الفاظ لوسی برای ادای محبت استفاده میکرد مثل : کبوتر من  خورشید ناز من و... که من اصلا خوشم نمی اومد که بماند بدم هم می اومد اما رفته رفته محبتهاش سنگینتر شد پخته تر شد
که اگه یه روز بهم نگه توخودم ناراحت میشم
ودرعوض باعث شدمنی که اصلا ازبکاربردن این الفاظ خوشم نمی اومد حالا خودم هم بکار می برم البته نه از نوع لوسیش ونه هردقیقه  وقتهایی که انتظارشو نداره می فهمم که خیلی لذت میبره.
خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #8 : 23 فروردين 1388,ساعت 15:38:05 »

ممنونم از ostore    , sogol_666_balaaنظرتون مفید بود کتاب مردان مریخی وزنان ونوسی رو دارم منتهی وقت نکردم تو این یک ساله بخونم اما حتما می خونمش ....در مورد محبت کردن های سوسولی هم  خوب سنگینشم کردم ولی در کل نظر شما اینه که محبت من باقی بمونه ولی در حد اعتدال... اگه اشتباه نکنم
و اما خانم  black_rose    منتظر نظرتون هستم در مورد مسائلی که عرض کردم ...
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1225

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #9 : 24 فروردين 1388,ساعت 09:33:34 »

ببين زهرا جان اين حس حسادتي كه نسبت به هم دوره هات داري كاملا طبيعيه و منم دركت ميكنم، اما مطمئن باش هيچ كس از دل كس ديگه خبر نداري، حتما و حتما همسران اونها خصوصياتي دارن كه اونها نميپسندن، چون اصولا هيچ دوتا ادمي وجود ندارن كه اخلاقياتشون صد در صد مثل مثل هم باشه و رضايت كامل داشته باشن.

البته يه چيزم بگم من دورو بر خودم مردايي رو كه خيلي رمانتيك بودن رو وقتي وارد زندگي هاشون شدم باورم نميشدم اين همون شخصيت عشقولانه توي مهموني ها باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بنابر اين هيچوقت به ظاهر ادمها نگاه نكن، چه بسا اونها حسرت زندگي تورو بخورن!

و يه چيز ديگه اگه من جاي شما بودن هيچوقت در مقابل همچين مردي حرفاي زنونه نميزدم مثل اينكه فلاني اين كار رو كرد، مامانت اينو گفت، اين حركت به من برخورد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و زماني كه واقعا اتفاقي افتاد كه ديدي ناراحتت كرده سعي كن اينجوري مطرحش كني كه : فلاني اين حرف رو زد يا اين حركت رو كرد، به نظر تو منظورش چي بوده؟

و سعي كن پاسخش رو بپذيري، مثلا اگه گفتي مامانت اين كارو كرد و ايشون گفت : تو اشتباه ميكني منظور مامانم اين نبوده اين بوده، بپذير.
اين كار چند تا حسن داره
1-   بدون نااراحتي و اعصاب خوردي دلخوريت رو به همسرت گفتي
2-   حرفت اصلا خاله زنكي نيست بلكه يه جور گفتمانه
3-   كارت به نظر زير آب زني نمياد
4-   ايشون جبهه نميگيره در مقابلت
5-   اگه احساس كنه حق با توست حتي اگه جلوي تو از اونها حمايت كنه ، وقتي تو نباشي به اونها انتقاد خواهد كرد
6-   اينكه تو حرفش رو پذيرفتي به فكر فرو ميبرتش و باعث ميشه دفعه بعد از تو حمايت كنه!!!!!!
اين اقايي هم كه تو داري ازش حرف ميزني، هيچوقت اعتراف به اشتباه خودش و يا خانواده اش نخواهد كرد!
شما كه به قول خودت 4 سال از اين راه رفتي بنابراين يه شش ماه هم روشتو عوض كن ببين جواب ميده يا نه!!!!!!!!!!!!!! اگه جواب داد كه هيچ اگه جواب نداد يه راه ديگه رو در پيش بگير

اين جمله هم كه توقع داري شوهرت در زمانهايي كه داري از خانواده اش ميگي (( عزيزم حق با توست)) مال تو قصه هاست . هيچ مردي به زنش اين حرف رو نميزنه!!!!! حتي اگه حق هم با خانمه باشه و مرد بدونه كه حق با اونه سعي ميكنه يه جوري كه نه سيخ بسوزه نه كباب قضيه رو تموم كنه!!

خب ديگه پس خودتون به تفاوت فرهنگ خانواده ها واقف هستيد ديگه!!!نبايد از همسرت چيزي رو بخواي كه ميدوني واقعا در حد توانش نيست. بعضي ها واقعا اين جور ابراز احساسات در حد توانشون نيست، نه اينكه ادمهاي بي احساسي باشن نه اصلا . اما زبان بيانشون با چيزي كه تو دوست داري فرق ميكنه!
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #10 : 24 فروردين 1388,ساعت 13:07:15 »

ساغ اول قره روزوم=======ترجمه ممنون رز سیاه
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
ایمان الهی
Jr. Member
**
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 62

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 7



« پاسخ #11 : 31 فروردين 1388,ساعت 11:36:57 »

سلام
خانم دنیای کوچیک مشکل منم دقییقا مشابه شماست همسر منم هم دقیقیا رفتار مشابه شوهر شمارو داره من قبل موضوعی تحت عنوان سردی روابط داده بودم و تا کنون هنوز چاره ای براش پیدا نکردم
لین جوری خیلی زندگی سخته من خیلی احساسیم و لی ایشون ....
هر وقت می رم ماموریت امکان نداره براش هدیه نگریم و هرگز تشکر هم نکرده
با وجود اینکه اونم شاغله و هیچ وقت ا.ن برام چیزی نگرفته
هر چی محبتامو بهش بیشتر می کنم شاید یه زره اونم جوابمو بده ولی لفسوس
دعضی و وقتا می خوام مثل اون باشم و اونجوری رفتا  کنم ولی  نمی تونم  اخلاق من اونجوری نیست که بتمونم رفتار کنم از این وضعیت هم اصلا راض
خارج شده است

او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم.....
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #12 : 31 فروردين 1388,ساعت 13:10:59 »

شما چه کار کنید با این زن مغرور
خوب به نظر من اول ازش بخواهید ..اگر باز هم نخواست محبت کنه ...کمی شما هم سرد باشید ...شاید متوجه بشه ...من نمی دونم بهتره از خانم بلک رز راهنمایی بگیرید...ولی من چون زن هستم می دونم بعضی زنها مغرورن یکی از نزدیکان منهمیشه به م میگه ولش کن به مرد رو نده زیاد محبت نکن بزار اون محبت کنه تازه وظیفه اش هست باید محبت کنه   ولی یکی دیگر از نزدیکانم کلا خصوصیاتش سرده مثلن تو عروسی ما که خوشحال بالا و پایین می پریم اون فقط یه گوشه میشینه و نگاه می کنه و با همه سرده وقتی بخواد از من تشکر کنه به خاطر کادویی که براش خریدم فقط یه بار میگه مرسی ولی من باشم میگم وا چرا زحمت کشیدی راضی ه زحمت نبودم ایشالا جبران کنم زحمتتون رو...و ممنونم ....و ....
خوب دو زن هر دو سرد بودن اما یکی خصلتش بود یکی غرورش بود اما من که خانم شما رو نمی دونم از کدوممورده لطفا بیشر توضیح بدید چرا تشکر نمی کنه چرا محبت نمی کنه ایا با هم مشکلی دارین ؟  متعجب 
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
تهراني
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 34

تشكر
اهدا شده: 5
دريافت شده: 11


« پاسخ #13 : 01 ارديبهشت 1388,ساعت 09:23:05 »

سرکار خانم دنياي کوچک
براي درک بيشتر و شناخت تفاوت ها و انتظارات متفاوت زنان و مردان و البته اجتناب از اشتباهات رايج در زندگي هاي زناشويي و راه حل هاي اونها  دو کتاب زير رو که خيلي به خود من کمک کرد به شما و بقيه دوستان که مسائلي مشابه همين دارند پيشنهاد مي کنم:
"نيازهاي مردان. نيازهاي زنان" و " توفان هاي مخرب عشق" هر دو نوشته دکتر ويلارد هارلي ترجمه خانم الهام آرام نيا  از انتشارات نسل نوانديش 
خارج شده است
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1214

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #14 : 01 ارديبهشت 1388,ساعت 09:31:35 »

شوهران از زنان چه انتظاراتي دارند؟
خانم خوبم، کمکم کن برای فرزندانم یک قهرمان باشم. از من و از کارهای خوبی که کرده ام تعریف کن. فقط از کاستی هایم حرف نزن.

*****************************

همان طور که به بچه هایمان هم گفته ام: « تو را دوست دارم و به تو افتخار می کنم». نیاز دارم که من هم همین را از تو بشنوم: « که دوستم داری و به عنوان یک شوهر و یک پدر به من افتخار می کنی».

*****************************

یک شوهر به تحسین و احترام دائم نیاز دارد. بخشی از این تحسین و احترام را می تواند در محیط کار و والدین و سایرین دریافت کند. اما مشتاق است که بخش عمده آن را از همسرش دریافت کند.

*****************************

به شوهرت احترام بگذار. علی رغم همه کمبودهایش (که تو ضعفهایش را بهتر از هر کسی می شناسی). بگذار بداند که تو فکر می کنی او بزرگ است. و تحسینش می کنی.
*****************************

وکیل من باش. طرف من باش. اگر فکر می کنی اشتباه می کنم. راهنمایی ام کن تا به سمتی که فکر می کنی درست است بروم. نخواه که بر من مسلط شوی و مرا به آن سو بکشانی.

*****************************

وقتی دارم از خودم انتقاد می کنم. وقتش نیست که بارم کنی.
*****************************

وقتی دارم داستانی را تعریف می کنم. با تصحیح جزئیات حرفم را قطع نکن. واقعیت ها مهم نیستند. مهم آن است که حمایتم کنی و کاری کنی که خوب به نظر برسم. نه مثل احمتقی که نمی تواند واقعیت ها را بیان کند.

*****************************

به داستان هایم گوش کن . حتی اگر به نظرت ملال آور بیایند. برای من ملال آور نیستند و لابد دلیلی دارم که می خواهم آنها را برای تو بگویم.
خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
صفحه: [1] 2   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.19 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Founded By Mohammad Shadmani | Hosted By Zagrio Hosting