با این قهر و سکوت مکرر شوهرم چه کنم؟

(1/6) > >>

rosha kamali:
دوستان عزیزسلام
مدت 5سال است که ازدواج کرده ویک بچه 3 ساله دارم.از بعد عروسیمان مشکلات مختلفی با همسرم داشتم.ایشان عادت دارن که وقتی از چیزی ناراحت میشن سکوت میکنن.از یک روز تا آخرین بار که 2 ماه با من حرف نمی زد!این قهر و سکوتش به تناوب تکرار میشه و من نمیدونم واقعا باید در برابرش چه کنم ؟میتونم این عادتش رو ترک بدم یا نه؟
هر وقت هم سکوت میکنه تمام تلاشهایم برای شکستن سکوتش بی نتیجه است.باهاش حرف بزنم یا ازش چندین بار عذر خواهی کنم (حتی در مواقعی که اصلا مقصر نیستم)همه بی فایده است.تا خودش نخواد هیچ کاری فایده نداره.ما در شهری که زندگی می کنیم غریب هستیم و میتونید درک کنید این سکوت برای من که شاغل هم نیستم چقدر سخته.شوهر من آدم فوق العاده متوقع و مغروریه که خیلی خیلی خودش رو قبول داره و هیچوقت خودش رو در هیچ موردی مقصر نمیدونه.این قهر و سکوتها همیشه از طرف او بوده و میتونم به جرات بگم در اکثر اونها من مقصر نبودم.ولی از نظر او خیلی مقصر بودم.ادمیه که وقتی عصبانی میشه کنترلش رو از دست میده و حتی ممکنه منو بزنه.
من از ابتدای دوران عقد تا کنون همه تلاشم را کرده ام که زن ایده ال ایشان باشم.ولی افسوس که ایشان به قدری متوقع هستند که برای کارهای من هیچ اهمیتی قایل نشده وهراز گاهی موضوعی(از طرف ایشان)باعث اختلاف ما می شود0ایشان دیدگاه کاملا مردسالارانه دارند و من هم همه نظرات ایشان را پذیرفته ام و سعی در رعایت آنها کرده ام.اما...
باور کنید من برای راضی نگه داشتنش همه کار کرده ام .هر چه گفته حتی بر خلاف میل باطنیم هم که بوده رعایت کردم ولی بسیار پر توقع است و یک خصوصیت دیگرش این است که به محض داشتن کوچکترین نارضایتی از من تمام اختلافات این چند سال را هم دوباره با آن همراه می کند و دوباره همه را مطرح می کند.درضمن آنقدر خودش را کامل می داند که همیشه اشتباهات را از طرف من میبیند و تنها تغییر رفتار من را الزامی میبیند نه خودش.در صورتی که خیلی از مشکلات ما از خودش منشا می گیرد.و حالا سر موضوعی که اصلا من هیچ اشتباهی در موردش نکردم دوباره سکوت کرده و نمیدونم تا کی نمی خواد حرف بزنه.
چند روز پیش ایشون به دندون پزشکی رفته بود.از نیم ساعت بعدوقت ایشون که احتمالا کارش تموم شده بود 3بار ایشون به موبایل من زنگ زد وحرف نمی زد.بعدش که زنگ زد من فقط پرسیدم چرا حرف نمیزنی؟واین دلیل ناراحتی و قهرشه!من نباید اینو میپرسیدم!
فقط دلیلش رو براتون گفتم که خودتون قضاوت کنید.لطفا منو راهنمایی کنید.همین 3هفته پیش به مدت 2هفته حرف نمی زد.اینجوری همه عمر من در سکوت میگذره که برام خیلی سخته.به نظر شما میشه کاری کرد که این عادتش رو ترک کنه و راهش چیه؟من همیشه سعی می کنم جوری برخورد کنم که سوژه برای قهر دستش ندم ولی خودش پیدا میکنه!لطفا راهنماییم کنید.من الان باردارم و این شرایط اعصابم رو خورد میکنه.کمکم کنید




Y.A.S:
سلام بر شما خواهر گرامی
خوشبختانه شما خصوصیات شوهر خود را بخوبی درک نموده و نیازی به توضیح در این باره نیست.
شما ابتدا باید دلیل کارش را بدانید تا راه حلی برایش پیدا کنید! بنده نظرات خود را عرض می کنم شاید بتوانند کمکی باشند.
بنظر من ایشان سکوت را مردانگی می دانند و اینکه زن باید ناز او را بکشد! اما شما در مقابل این کار به هیچ وجه نباید عکس العمل منفی نشان دهید زیرا چنین مردانی از هیچ کار ... واهمه ای ندارند! زیرا قباحت کار را درک نمی کنند و در دنیای مردانه ی خود سیر می کنند! در زمانی که ایشان در سکوت بسر می برند شما می توانید به تنهایی با وی صحبت کنید! از شوهر ایده آل خود بگویید که می خواستید با شما صحبت کند شما را درک کند ناز بکشد و...
بعنوان مثال ایشان سرمیز غذا یا روبروی تلوزیون نشسته اند و شما کنارش یا روبروی وی نشسته و می گویید:
آخیش یادش بخیر اون موقع مجرد بودم! چقدر دلم می خواست با شوهرم حرف بزنم براش ناز کنم قهر کنم و اون با وقار مردونش بیاد منت کشی! (با لبخند) همیشه باخودم تو خلوتم می گفتم اینقدر باشوهرم حرف بزنم حرف بزنم که سرشو بخورم بعد اگه یه روز چیزی نگفتم بیاد بگه روشاجون چیه امروز ساکتی؟ دلم گرفته عزیزم می خوام صدای قشنگتو بشنوم چرا چیزی نمی گی؟ روزی که دیدمت گفتم این خودشه آره تو همون بودی و هستی حیف که به من زیاد  توجه نداری! تو با اینهمه خوبی با این همه مهربونی (دروغ مصلحتی!) چطور دلت میاد منو تو غار تنهایی خودم بزاری؟ من که به غیر از تو کسی رو ندارم تو همه وجود منی چرا خودتو ازم دریغ می کنی؟ خودتو جای من بزار! دلم می خواد واسه بچم از باباش بم، بگم که چقدر دوسش دارم بگم من همه ی داراییه باباشم دوس دارم باهم بشینیم با بچمون حرف بزنیم، (اگر تغییری در رفتارش مشاهده کردید خود را به او نزدیک کرده لباستان را بالا بزنید و بگویید:) نمی خوای بچتو ناز کنی؟ نمی خوای بزرگ شد بهش بگی چقدر منتظرش بودیم؟ نازش می کردیم؟ (اگر این کار را کرد و چه صحبتی بکند چه نکند می گویید:) واای چقدر گرمای دستات قلبمو آروم می کنه(باحالتی افسرده) این دستای مهربون کی می خوان مال من بشن؟(اگر تغییری در رفتارش مشاهده ننمودید:) ببین عزیزم من هرطور که باشم بچت همون طور میشه تو که دلت نمیاد بچت افسرده بشه؟ نمی بینی من دارم جلوت پرپر میشم؟ تو همه ی چیزی هستی که من دارم( غیر ازخداوند متعال) و همه ی چیزی هم هستی که می خواستم و می خوام باتو من آرزویی ندارم چرا نمی خوای مرد ایده آل من باشی؟ تو که همه جوره مرد منی، مرد ایده آلم پس چرا منو از خودت محروم می کنی؟
بنده سعی نمودم این متن را بگونه ای بنویسم تا روش های متعدد گفتاری و اعمالی را در ذهن شما شکوفا کند که قابل گفتن نیست! و این متن استارتی برای شکوفاییه خلاقیت شما باشد. شما می توانید این متن را تغییر دهید کم کنید اضافه کنید یا عینا آن راپیش ببرید! تا هر کجایش را که مایل بودید!
در زمان دوستی و بقولی صلح از او تعریف کنید از اینکه چقدر دوستش دارید و می خواهید همیشه بااو در ارتباط باشید و همه ی مشکلات را با گفتمان حل کنید و بگویید که زمانی که صحبت نمی کند چقدر منزجر کننده می شود و خاطرات سکوتش را هرگز نمی توانید فراموش کنید و همچون زخمی بر قلبتان می ماند و آتش محبتتان را کم فروز می کند!
البته باید در نظر داشته باشید ممکن است با این حرف ها باز قهر کند ولی از نظر بنده ارزش امتحان را دارد.
درضمن: شما در هنگام قهر باید مقاوم باشید! به هیچ وجه از او عذر خواهی نکنید و بی احترامی هم نکنید وظایف خود را بنحو احسن انجام دهید و سعی کنید بطور غیر مستقیم (مثلا حین حرف زدن با دوستتان پای تلفن) به وی القائاتی داشته باشید که: اصلا احساس تنهایی نمی کنید  و اینکه از شوهران دیگر دوستانتان پای تلفن بگویید و خصوصیاتشان را بگویید و در آخر بگویید: خوش بحالش با این شوهری که گیرش اومده!
تاکید می کنم در هیچ شرایطی از ضعف های شوهرتان که قابل حل نیستند نگویید مانند تیپ هیکل پول خانواده و...
کاری کنید که احساس نیازش به شما شعله ور شود یعنی در اوج تنهاییش شما با دوستانتان خوش باشید دعوتشان کنید خود را سرگرم مسائل مختلف کنید و... تا او حس کند که آنقدر قهر کرده که دیگر برایتان بی اهمیت شده و تنها این مسئله می تواند او را وادار به شکست کند و بس و زمانی که طرف شما آمد با آغوشی گرم (البته باکمی ناز و منت!) او را بپذیرید و بدانید تنها و تنها زن هایی برای مردان جذاب هستند که در دسترس کامل نباشند و مرد برای بدست آوردنشان کمی تلاش کند. مشکل شما این است که بیش از حد در دسترس هستید و هیچ نیازی نمی بیند برای بدست آوردنتان تلاش کند بلکه احساس می کند این شمایید که به او نیاز داشته و برای بدست آوردنش باید تلاش کنید!
صحبت زیاد است و شرایط محدود.
موفق و شاد باشید.
یاعلی

Y.A.S:
البته عرض کنم که من دو روش بالا را تفکیک نکردم!
1) روشی که احساساتش را تحریک کنید!
اگر موثر واقع نشد:
2) روشی که شما نیز با حرفی نمی زنید منت نمی کشید و به تنهایی از ازندگی لذت می برید.
پیشنهاد می کنم ابتدا (بدلایلی) روش 1 را بکار بندید اگر موثر واقع نشد انشاءالله روش دوم حتما موثر می باشد و اثرش هم طلانی.
باید عرض کنم که حتی اگر روش اول موقت بود دوباره آن را بکار نبندید و روشی یکبار مصرف است و بلافاصله به روش دوم دست بزنید! و اگر موفق بود احتمالا یا اثرش دائم است یا طولانی و هرچندبار که قهر کرد روش دوم را بکار بندید تا آثار شیرینش را بچشید! اما باید مقاوم باشید و تا خودش پشیمان نشده چیزی نگویید هنگامی که پشیمان شد به سرعت آشت نشوید حتی اگر دوباره قهر کرد! او باید از عواقب کارش بترسد و برای شما رحمت بکشد.
هرگز هرگز و هرگز حتی در زمان اوج دوستی کامل در دسترس نباشید که مقدار آن بسته به ظرفیت یا بقولی مقدار منت کش بودن شوهرتان دارد که تا کجا ازین کار لذت می برد زیرا قطعا لذت می برد حتی اگر خلافش را بزبان آورد!
این در دسترس نبودن حتی می تواند به اندازه ی یک نه باشد که با ناز و ادا گفته می شود!
موفق و شاد باشید.
یاعلی

rosha kamali:
یاس عزیز از پاسخهایت خیلی ممنونم.
حتما پیشنهاداتت رو اجرا می کنم.هر چند با شناختی که از شوهرم دارم مطمئنم که روش اول بی فایده است.چون همونجور که گفتم فوق العاده مغروره و اصلا اهل منت کشی نیست.
الان که او اصلا حرف نمی زنه و فقط جواب سلام منو میده.من به وظایف خودم در منزل مطابق گذشته میرسم ولی باهاش حرف نمی زنم.به نظرتون منم باید سکوت کنم تا خودش به حرف بیاد؟و اگه خیلی این سکوت طولانی بشه چی؟5 ماه پیش به مدت 2 ماه حرف نزد.او به نظر خودش منو با این سکوت داره تنبیه می کنه که دیگه کار اشتباهم(از نظر خودش)رو تکرار نکنم!ولی خدا شاهده که رفتار خودش اشتباهه.

Y.A.S:
سلام
بنده عرض کردم که او احساس نیاز به شما نمی کند! و این بدلیل توجه زیاد شما به اوست! شما باید مقاوم باشید تا هرزمان که باشد!
او بالاخره به نیاز خود به شما پی می برد زیرا فطرت انسان همین است و لاغیر که به همسرش نیاز دارد.
باید وی را نادیدعه بگیرید تا حس کند محبت گذشته ی شما را از دست داده و درصدد برگرداندنش برآید.
موفق و شاد باشید.
یاعلی

کنترل

[0] صندوق پستی

[#] صفحه بعدی