خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53075 ارسال در 5547 موضوع- توسط 54877 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: axveciko
صفحه: 1 ... 9 10 [11]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: بعد از دو سال جدایی میخوام طلاق بگیرم  (دفعات بازدید: 58165 بار)
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #150 : 13 آبان 1388,ساعت 13:12:08 »

از بس که خرم!خیلی ببخشید دنیا جون دور از جون تو
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #151 : 13 آبان 1388,ساعت 13:41:46 »

وا این چه حرفیه انسیه جون دور از جون

اخه شوهر تو خیلی اذیتت کرده

شوهرمن تواین سه ماهه منو رنجونده و من الان ازش تنفر پیدا کردم اما افرین به عشق تو که همه عاشقا رو خجالت زده کرد ... پوزخند
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #152 : 13 آبان 1388,ساعت 13:57:23 »

لعنت به این عشق!
تورو خدا یکی بهم بگه چطوری احساساتمو در کنترل عقلم دربیارم.چطوری بپذیرم جدایی رو؟چطوری کنار بیام با این مصیبت؟
دوباره دو روزه که یک سره چشمم پر از اشکه دیشب انقدر گریه کردم تا خوابم برد.صبح پا شدم چشمام باز نمی شد.
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1225

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #153 : 13 آبان 1388,ساعت 14:45:22 »

عزيزم اين كار چيه با خودت ميكني

ميخواي خودت رو از پا بندازي

اي بابااااااااااااااااااااااااا

من نميدونم چي بگم والا
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #154 : 13 آبان 1388,ساعت 14:48:52 »

رز عزیزم من خودم هم از دست خودم نمیدونم چیکار کنم.ببخشید تو رو خدا از همه تون معذرت میخوام دوستای گلم.
به نظر شما باید باز هم قرص بخورم؟
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #155 : 13 آبان 1388,ساعت 14:52:59 »

انسیه جونم چرا با خودت اینطوری می کنی ؟؟ ناراحت

 اخه عزیز من این اقا اگه اهل زندگی کردن بود چرا دو ساله زن و فرزندش رو رها کرده ؟؟؟

هنوزم که هنوزه دنبال کارای دختر بازیشه (ببخشیدا)


اگه همسرت بیاد و پی به اشتباهاتش ببره و به کل عوض بشه که جای گذشت داره ....
خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #156 : 13 آبان 1388,ساعت 14:55:26 »

نمیدونم دنیا جون.
عقل و احساسم مدام تو سر و کله هم میزنن و منم که اینجا دارم نابود میشم.
اصلا تمرکز ندارم.از صبح تا حالا هیچ کار مفیدی نکرده ام
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
black_rose
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1225

تشكر
اهدا شده: 129
دريافت شده: 458


« پاسخ #157 : 13 آبان 1388,ساعت 15:06:57 »

انسيه جان چرا ميخواي خودت رو داغون كني

اول به خاطر خودت بعد هم به خاطر بچه ات

شايد حرف خوبي نباشه اما چرا به اين فكر نميكني كه ميتوني يه انتخاب ديگه داشته باشي و ممكنه تمام اين سختي هات جبران بشه
مگه كم بودن موردهاي اينجوري!!!!!!!!!!

مگه تو نگفتي كه حاضري توي خونه باهاش باشي به هم كاري نداشته باشي فقط اسمش روي تو و بچه ات باشه؟؟؟؟؟؟؟

اسمش رو ميخواي چه كارررررررررررر

واقعا اسم اون چه دردي از تو دعوا ميكنه

پس تو دوستش نداري عاشقش هم نيستي فقط داري احساسي فكر ميكني و توهم ميزني

يه ذره منطقي باش

به خدااااااااااااااااااااااااااااا ميدونم سخته از خداااااااااا ميخوام شوهرت سرش به سنگ بخوره و برگرده اما اهل و عاقل اگه غير از اين باشه و رضاي خدا و مصلحت تو نباشه چررررررررررررررررررررا اصرار داري به ادامه اين زندگي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خارج شده است

چه فرقي ميكند كه حرفهاي وحشتناكي كه زده ايد بي منظور گفته باشيد؟ هميشه اين حقيقت كه كس ديگري هم آنها را شنيده باشد باقي مي ماند.
بالاخره كلمات بيش از سنگ و آجر صدمه ميزنند، آنها مدت ها پس از آنكه بقيه زخمها بهبود مي يابند، در اعماق ذهن انسان باقي مي مانند.
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #158 : 13 آبان 1388,ساعت 15:20:35 »

نمیدونم رز جونم!
شاید شاید باز هم مشکلم اینه که میترسم یا ....
به خدا نمیدونم.خوبی اینجا به اینه که آدم مجبور نیست خود واقعیش رو پنهان کنه و نقش بازی کنه.من شوهرم رو دوست داشتم.اون هم منو دوست داشت.نمیدونم این چه آواری بود که روی سرم خراب شد.باور کنید باور کنید که با این که 5 ساله داره عذابم میده،هنوز خوبیهای 5 سال اولش بیشتر جلوی چشمم میاد تا بدیهای این 5 سال دوم.
بهش گفتم.بهش گفتم اگه میخوای طلاقم بدی،اگه نمیخوای زندگی کنی خواهش میکنم برو.برو و دیگه هرگز جلوی چشم من پیدات نشه.برو من دیگه نبینمت.اما این بیرحم باز مدام با احساسات من بازی میکنه.اصلا من میخوام آنفولانزا بگیرم به اون چه مربوطه؟
چرا نمیره گم شه؟هان؟
چرا با روحم بازی میکنه.دلم میخواد زیر لحافم بخزم و تا ابد گریه کنم.
یعنی میشه من یک روز خلاص شم از این حال وحشتناک؟
جمعه قرار گذاشتیم جهازم رو بیاریم.
خیلی دردناکه. :'( :'( :'( :'(
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #159 : 13 آبان 1388,ساعت 15:36:59 »

مهرت رو چیکار می کنی ؟ میده بهت ؟

ببین خانمی محکم باش .....اون داره نقطه ضعف تو رو تحریک می کنه .....اون می دونه که کمی بهت محبت کنه تو بر می گردی .....خواهش می کنم کمی منطقی و محکم باش

خانمی گریه نکن ....بس نیست این همه سال اشک و اه ؟؟؟؟؟؟

تو الان باید خوشحال باشی که داری راحت می شی ......تکلیفت بعد از چند سال مشخص میشه .....اون موقع است که باید به اهداف اینده ات فک کنی .....

چرا باید دنبال کسی باشی که جز ذلت برات عزت نذاشته بمونه ....تو رو خار و تحقیر کرده

من از خدا می خوام که کمکت کنه و بهترین ها رو جلو روت قرار بده و اگر امکان تغییرش هست ذاتش رو تغییر بده و بیاد دنبالت .....وگر نه اصلا ناراحت نباش و بدون که خدا صلاح رو در این  دونسته ....

به قول ترکا اگر زحمتین بالغ بیلمسه  خالق بیرلر
یعنی اگه زحمت و تلاشت رو ادم ندونه خالق می دونه  پس تو تلاشت رو کردی حالا نوبت اونه که بخواد و بیاد جلو و از نو شروع کنه .....

خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #160 : 13 آبان 1388,ساعت 15:50:34 »

مرسی دنیا جون.مهرم رو گذاشتم به اجرا هنوز نامه اش به دستش نرسیده اما بهش گفته ام که اگه هر چقدر طول بکشه تا مهریه ام رو نگرفته ام جدا نخواهم شد.اما تو که خودت بهتر میدونی این پول دردی رو دوا نمیکنه.
راست راستش دنیا جون واقعا دردم اینه که طاقت ندارم ببینم این همه سال من زحمت و سختی کشیدم اون مال زن دیگه ای بشه.بچه بازیهاشو من تحمل کردم.خسیس بازیهای خونواده اش.زور گوئیهای خونواده اش تا بالاخره عادت کردن که بابا پسرشون زن گرفته تو نمیدونی من چی کشیدم 4 سال از دست مادر و خواهرش تا از بکش و واکش خسته شدن.فقط تحمل کردم و هیچی نگفتم.شوهرم هر روز باید خواهرش رو گردش میببرد وگرنه دعوا بود.انقدر صبر کردم تا اینها درست شد.اصلا مگه تو کتش میرفت یک شب تنها باشیم؟
حالا همه زورها رو من زدم یکی دیگه باید بیاد و حالش رو ببره.اینا آتیشم میزنه.این خیلی بیرحمیه این بی عدالتیه.
تازه بچه ام! وای پس فردا آقا بچه دار هم میشه همینطوریشم هفته به هفته کاری به این بچه نداره وای به حال اون موقع!
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
دنیای کوچک
Sr. Member
****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 472

تشكر
اهدا شده: 459
دريافت شده: 203



« پاسخ #161 : 13 آبان 1388,ساعت 16:08:28 »

ای خدای من
آهنگ تو کردم و امیدم را از روی اعتماد به سوی تو آوردم
و دانستم مسئلت های بسیار من در برابر توانگری تو کم است
و خواهش های عظیم من در برابر وسعت رحمت تو کوچک است
و کرم تو از مسئلت احدی تنگ نمی گردد
و دست تو در بخشش ها از هر دستی بالاتر است

باز می گردم به سوی تو در چنین حالتی ...


مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

انسیه

خارج شده است

خوشا از بند دام عشق رستن ....زدست بی وفایان دل گسستن....نصیب این دل وامانده  این شد .....شکستن هی شکستن هی شکستن
دنیای گرفتار
انسیه
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 237

تشكر
اهدا شده: 119
دريافت شده: 82


« پاسخ #162 : 16 آبان 1388,ساعت 16:35:53 »

دوستای گلم سلام!
من روز 5 شنبه با شوهر کمی تا قسمتی سابقم صحبت کردم(تلفنی) به خاطر بچه کار داشتیم با هم.بهم یادآوری شد که اصلا برای از دست دادن چنین آدمی نباید تاسف خورد و بلا فاصله حالم خوب شد! لبخند لبخند لبخند
دیروز هم میخواستیم بریم جهیزیه ام رو بیاریم و اجازه نداد! شوکه و گفت من پپه نیستم که بذارم شما فرشها رو ببرین! شوکه شوکه
صبح حسابی خدا رو شکر کردم که کمکم میکنه که هیچ شک و شبهه ای به دلم راه ندم  پوزخند
خارج شده است

غروب شد.آفتابگردان به دنبال خورشید گشت.ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پائین انداخت.گلها هرگز خیانت نمی کنند.
صفحه: 1 ... 9 10 [11]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.21 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Founded By Mohammad Shadmani | Hosted By Zagrio Hosting