خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟
 
جستجوی پیشرفته

53075 ارسال در 5547 موضوع- توسط 56686 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: AngeloSix
صفحه: 1 [2] 3 4   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: یه مورد استثنایی!!!!  (دفعات بازدید: 15307 بار)
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 592

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #15 : 02 آبان 1388,ساعت 13:22:56 »

نیلو جان  نمی دونم بینتون چی گذشته پس بهتره منتظر توضیحاتت بمونم !!!!!!!!!!!!! متعجب

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
*sara*
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1214

تشكر
اهدا شده: 913
دريافت شده: 426



« پاسخ #16 : 02 آبان 1388,ساعت 13:35:26 »

اي بابا اگه ميخواد همينجوري بشيني ببني چي ميشه كه هيچ
من از همين الان ميگم مردها هيچ موقع خودشونو كوچيك نميكنن
نيلو جون اگه ميگي رابطتون خوبه مطمئن باش همسرت هيچ وقت تو رو پس نميزنه
مردها هر چقدر هم مغرور باشند در برابر اين قضيه نمي توننن جلوي خودشونو بگيرن

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو

خارج شده است

.اگر در صحنه زندگیت یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را چنان بنواز که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت
امير مهدي
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 102

تشكر
اهدا شده: 31
دريافت شده: 44



« پاسخ #17 : 03 آبان 1388,ساعت 00:32:14 »

سلام نيلو خانم
شايد شوهرت از تهمتي كه زده  ناراحته به نظر من با چند دقيقه حرف زدن مشكل حل ميشه
بعضي مردا مغرورن ديگه

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو

خارج شده است

به خاموشي ما منگر ماخود معدن رازيم
فلك بشكست بال ما وگرنه اهل پروازيم
farhad52
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 175

تشكر
اهدا شده: 80
دريافت شده: 147


« پاسخ #18 : 03 آبان 1388,ساعت 08:49:53 »

به نظر من داشتن یه رابطه جنسی خوب و لذت بخش همیشه نیازمند یه رابطه عاطفی بسیار قشنگ هستش، البته ممکنه نظر من خیلی هم به مشکل این دوستمون نخوره ولی بطور کلی عرض میکنم.اگه مردی از زنش راضی نباشه یا زنی از شوهرش راضی نباشه اونها نمیتونن یه رابطه جنسی خوب داشته باشن.مثلا اگه مردی در طول زندگی به زنش توهین کنه یا اون رو تحقیر کنه یا کارهایی شبیه این دیگه اون زن حتی اگر هم بخواد از س.ک.س با اون مرد لذت نمیبره یا اگه زنی هی غر و نق بزنه با مادر و خواهر همسرش بد باشه یا شکاک و بدبین باشه مرد اگر بخواد هم نمیتونه از س.ک.س باهاش لذت ببره.
البته این مسائل صد در صد در مورد این دوستمون صدق نمیکنه ولی شما هم بگردید ببینید مشکل عاطفی کجاست که باعث این مشکل جسمی شده.مثلا من خودم رو عرض میکنم خانوم من فکر میکنه در طی روز هزاران جور میتونه با اعصاب من بازی بکنه از غر و نق گرفته تا شکاکی و هی گیر دادن ولی شب که میشه انگار بنده یه روبات هستم که یه دکمه بزنن و بنده شروع به س.ک.س کنم، در صورتیکه تو اون موقعها من حتی اگر بخوام هم نه تنها میلی به انجام س.ک.س ندارم بلکه توانایی انجامش رو هم ندارم، 14 ماه که سهله 14 سال هم به همین منوال بگذره من اصلا احساس نیازی به س.ک.س نمیکنم.

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو, *sara*

خارج شده است

«هنگامي که يک نفر دچار توهم مي شود، ديوانه اش مي گويند. هنگامي که افراد بسياري دچار يک توهم مي شوند، مؤمن شان مي خوانند. "رابرت پيرسينگ" »
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #19 : 03 آبان 1388,ساعت 11:55:33 »

دوستان گلم ممنون از راهنماییهاتون، به دلیل مشغله ای که دارم هنوز نتونستم همه ی جریانمو بنویسم اما قول میدم در اولین فرصت بنویسم .ضمنا فرهاد جان واقعا هیچ اصطکاکی بینمون نیست و من اصلا اهل غرغر کردن نیستم حالا اگه اون الان با خودش مشکل داره دیگه من نمیدونم

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

farhad52

خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #20 : 05 آبان 1388,ساعت 09:06:46 »

سلام معذرت میخوام اگه منتظرتون گذاشتم.خوب ، جریان من از این قرار که :

شوهر من از اولش آدم خیلی مهربون و دوست داشتنی بود ، و اگه میخواست محبت کنه بهترین راهشو انتخاب میکرد. کم کم فهمیدم که تحت تاثیر دوستی قرار داره که اهل همه فرقه ای از خلاف هست. ولی هرکاری توی این 7 سال کردم نتونستم جلوشو بگیرم . از محبت بی حد تا خوردن قرص و 2 روز بی هوشی . همه ی ترفندهام به در بسته خورد و شوهرم هیچ وقت اجازه نداد سر از کارش در بیارم. منم کم کم ولش کردم . کاری که اونم میخواست . دوست داشت آزاد باشه منم آزاد گذاشتمش . به من میگفت تو برو یه جایی تا من با دوستام بیا خونه دور هم باشیم اولش مقاومت کردم ولی بعدش رفتم . اون موقعها که ایشون با دوستاشون سرش گرم بود خوب منم با دوستام سرمو گرم کردم . سرمو حسابی با دوستام بیرون خونه گرم کردم و 6 ماه کامل گشتم . موضوع مال سال 86 هستش . اون سال با اینکه دائما بیرون بودم و توی خیابون اما هیچ وقت به شوهرم خیانت نکردم . نه  با پسری دوست شدم و نه هیچ کاره دیگه ای که بشه اسمشو خیانت گذاشت انجام ندادم با اینکه اصلا مطمئن نبودم اون وقتایی که شوهرم با دوستای مجردش که یه 10-15 سالی ازش بزرگتر بودن توی یه خونه است دختری هم بینشون هست یا نه . آخرای سال 86 انگار که خودش هم خسته شده با شه خیلی رفت و آمدشو کم کرده بود با دوستاش . من هم که کلا از اواسط سال 86 بهش گفته بودم خواستی با دوستات باشی برو خونه هاشون من به خاط اونا از خونه بیرون نمیرم آخه در حقیقت واسه ما خانمها توی این مملکت هر بیرون رفتنی یه عالمه دردسر داره منم از موش و گربه بازی با پسرا خسته شده بودم واسه همین تصمیم گرفتم دیگه بیخیال گشت زدن الکی بشم . اون ماه های آخر سال 86 توی شرکت شوهرم مشغول به کار شدم و اونم یه کمی بهتر شد . چون حس کرده بودم اوضاع تا حدی رو به خوبی میره تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم و من فروردین 87 باردار شدم. از ماه سوم حاملگیم شوهرم دوباره شروع کرد . و ایندفعه کاملا معتاد شد . تا قبل از این هم بعضی وقتها میفهمیدم که یه چیزی مصرف کرده ولی اینبار رسما معتاد شده بود و دائم بیرون بود و با یه حالت عجیب میومد خونه . اگه من بهش گیر میدادم که چرا این شکلی شده ناراحت میشد و کلی بد اخلاقی راه مینداخت ولی اگه کاری بهش نداشتم از همیشش مهربونتر بود واسه همین من هیچ وقت توی روش نزدم که من میدونم تو معتادی. بعد از زایمانم فکر میکردم به عشق بچه خودشو جمع و جور کنه اما نکرد و روز به روز بدتر شد.
توی همه ی این سالهایی که اینقدر منو اذیت کرد هیچ وقت پیش هیچکسی از خانوادم نگفتم که چی داره به سرم میاد و نبودناشو با مشغله کاریش توجیه میکردم. فقط همه ی حرفامو اونم واسه اینکه نترکم به یکی از دوستام میزدم که البته به اونهم هیچ وقت نگفتم شوهرم معتاد.
یک ماه که از زایمانم گذشته بود یه دعوای معمولی با هم کردیم و اون دیگه با من حرف نزد تا 10 روز . بعد از 10 روز گفت بیا بشینیم با هم صحبت کنیم من دیگه ایجوری نمیتونم ادامه بدم  . با خودم گفتم بهش میگم که اگه اعتیاد رو کنار نذاره ازش جدا میشم. روزی که نشستیم صحبت کنیم به من گفت من 10 ماهه که تلفن خونه رو کنترل میکنم و همهی حرفایی که زدی رو ضبط کردم تو باید هرچی که من نمیدونم رو برام بنویسی تا من بتونم با تو ادامه بدم . اون روز اونقدر گیج شده بودم که باز هم نتونستم بهش بگم حرفم رو . با اینکه توی تلفن هام هیچی نداشت که نشون خیانت من باشه اما اون به همه چی شک کرد و حتی اومدن داییم به خونه ما رو زیر سوال برد و گفت تو با داییت رابطه داشتی . خلاصه اینجوری بگم که من اون میدونست که چون معتاد من هر لحظه که بخوام میتونم ازش جدا بشم و این 10ماه رو به عنوان آتو از من نگه داشته بود .وقتی هم که من بهش ثابت کردم که حرفاش بی اساس  بدون حتی  یه عذرخواهی کوچولو رفت توی لاک خودش تا الان. حالا شما به من بگین جای من بودید چیکار میکردین؟
خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 592

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #21 : 05 آبان 1388,ساعت 09:33:43 »

نیلو جان همه مطالب رو موبه مو خوندم !!  یه مساله ای خیلیییییییی  برام عجیبه !!

اینکه عزیزم شما چطور به عنوان یه زن اینقدر راه رو برای اشتباهات همسرت باز گذاشتی !!!

درسته که وقتی بیرون از خونه پرسه میزدی به همسرت خیانت  عاطفی نکردی ولی یک شکل دیگه از خیانت رو در حقش مرتکب شدی !! و اونهم سکوت در برابر

اشتباهات !!!  میدون رو  خالی کردن برای هر کار ناشایستی !!! نتیجش هم میشه اعتیاد امروزش که برگشتن از اون خیلییییییییییی  سخته و همت می خواد!!

همت تو و همت همسرت رو !!!

دومین اشتباهت هم بچه دار شدنت بود !!!  تو هنوز از وضعیت همسرت مطمئن نشده بودی و به قول خودت کمی بهتر شده بود !!!!!

وای نیلو جان خیلیییییییییییییییی  شل و وارفته عمل کردی !!!!!

به نظر ت وقتش نیست که کمی مدیریت به خرج بدی !!!  جدی تر باهاش برخورد کنی !!!!

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #22 : 05 آبان 1388,ساعت 09:41:38 »

اسطوره جون به خدا من هرکاری که تو فکرشو بکنی کردم . من فقط دو تا کارو هیچوقت نکردم یکی اینکه پای خانواده هامونو به این مشکلاتمون باز نکردم و یکی با جدایی تهدیدش نکردم اونم چون نمیتونستم و واقعا از جدایی وحشت داشتم. واقعا دیگه هیچ کاری به ذهنم نمیرسید که بکنم . حالا شما راهنماییم کن الان میشه کاری کرد؟ تا جایی که من میدونم الان رابطه با دوستاش به صورت تفریحی نداره و میدونم که قرص متادون مصرف میکنه که مخصوص کساییکه میخوان مواد رو کنار بذارن . اگه چیزی به ذهنتون میرسه الان کمکم کنید ناراحت
خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 592

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #23 : 05 آبان 1388,ساعت 09:57:15 »

نیلو جان منظورمن این نبود که پای خونواده ها رو وسط بکشی !! اما مخالفت در مقابل کارهاش می تونست خیلی موثر باشه !!

ولی بهر حال گذشته ها گذشته !!  خوبه که بهر حال امروز به فکر  اصلاح هستی خصوصا اینکه یک بچه هم دارید !!

می تونی بگی الان رفتار همسرت با تو و بچش چطوره !!   درامد و تحصیلاتش ؟؟

چند وقته قرص مصرف می کنه ؟؟ در این مدت با دوستاش چه  ارتباطی داره !! ایا دوستانش از همکارانش هستند ؟؟

آیا دیگه مواد مصرف نمی کن ؟؟

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

*sara*

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #24 : 05 آبان 1388,ساعت 10:13:14 »

رفتار با ما خوبه . بچه رو هم خیلی دوست داره . درآمدش معمولی و تازگی استاد دانشگاه شده دقیقشو نمیدونم اما فکر کنم یه 4 ماهی میشه که قرص مصرف میکنه . رابطشو با دوستاش  محدود کرده به روابط کاریش و حتی دیشب که دوستش دنبالش اومد و بردش به من سفارش کرد که بعد از یک ربع برم دنبالش . آره یکی از دوستاش که بیشتر با هم بودن همکارش و شریکش هم بود که البته شوهرم شراکتشو همون 3 -4 ماه پیش بهم زد. مطمئنم که مواد مصرف نمیکنه ولی قرص رو هنوز میخوره
خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 592

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #25 : 05 آبان 1388,ساعت 10:47:26 »

نیلو جان پس خدارو شکر الان بهتریییییییییییییییییییییییین  موقعیته برای ترک کردن !!!

نگو که تا خودش نخواد نمیشه !!  این درسته ولی اصلا کافی نیست !!!

همسرتو نیاز به امید داره نیاز به کمک داره نیاز به عشق داره تا انگیزه در وجودش ایجاد بشه تا ارادش محکم تر بشه !!

نیلو جان  تو بهترین و موثرترین نقش رو می تونی برای کمک به همسرت داشته باشی !!!

بشین باهاش مفصل صحبت کن از همون سال 86  که تازه داشت جرقه هاش روشن میشد !!

بگو که زندگیتون حیفه !!!  بگو  که امروز هر کار اشتباه ما ممکنه در آینده فرزندمون تاثیر بذاره !!!

بگو هیچی بهتر از یک زندگیه سالم نیست !!!

بگو هر کار کردی دیگه بسه !! بگو اگه بخوای ترک کنی همه جوره پشتتم و کمکت می کنم !!!

بگو اگه بخوای ادامه بدی من و بچت ترکت می کنیم !!! 

دیگه بهش اجازه نده با دوستهای قبلیش بگرده !!!  حتی برای 1 دقیقه !!!  محکم  جلوش وایستا و بگو اگه مارو دوست داری

بخاطر ما دوستانت رو بذار کنار !!! وووو...

بهش فرصت بده به حرفهات فکر کنه و خودش راهشو انتخاب کنه !!!!

بعد تنهاییش رو با کمک کوچولوت  پر کن !!!

تفریحات خانوادگی رو تو برنامه هاتون بذار !!!!!   شرایط  خونه و خودت رو شاد کن !!! بذار  لذت در کنار خونواده بودن رو بچشه !!!!

نیلو جان  هم از راه محبت و گاهی هم خشونت  به همسرت کمک کن !!!! تا دیگه قرص خوردن رو هم ترک کنه !!!


موفق باشی !!

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
نیلو
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 125

تشكر
اهدا شده: 75
دريافت شده: 45


« پاسخ #26 : 05 آبان 1388,ساعت 11:00:31 »

اسطوره جون همه ی حرفهات بوی امید و زندگی میده و ممنون که مثل یه خواهر دلسوز راهنماییم کردی. فکر میکنید مشکل جدایی منو شوهرم از نظر جنسی هم حل میشه ؟ چون با توجه به مشکلاتی که بینمون بوده من حاضر نیستم برای این موضوع جلو برم! و به نظر شما ممکنه یه مرد که 7 سال متاهل بوده میتونه یهو 14 ماه بدون رابطه باقی بمونه؟
خارج شده است

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردن   سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
ostore
OFC Hero
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 592

تشكر
اهدا شده: 188
دريافت شده: 367



« پاسخ #27 : 05 آبان 1388,ساعت 11:10:43 »

نیلو جان  می تونی بین صحبتهات به این موضوع هم اشاره کنی !!

بهش بگی که علت عدم برقراری رابطش چی بوده !!!

ببین عزیزم ما زن و شوهر ها باید بپذیریم که بهترین راه برای حل مشکلاتمون در میون گذاشتن اون با همدیگه است  ( به قول هین وای

عزیز  گفتگو بهترین روشه )

چرا نباید اونقدر بینمون صمیمیت باشه که خیلی راحت از انتظاراتمون  از دلخوریهامون بهم بگیم !!!!

باز هم می گم گفتگو گفتگو گفتگو

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو

خارج شده است

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران
afshin1976
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 18

تشكر
اهدا شده: 0
دريافت شده: 6


« پاسخ #28 : 05 آبان 1388,ساعت 15:25:44 »

سلام نیلو جان
افشین هستم
اگه از مسایلتون میدونستم بیشتر میشد که کمکت کنم اما همینوبگم که برا مرد خیلی غیر ممکنه که 14 ماه به همسرش نزدیکنشه ببین چی شده که این اتفاق افتاده . به گذشتت رجوع کن . کلی گویی کردم قصد جسارت ندارم . موفق باشید

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو

خارج شده است
امير مهدي
Full Member
***
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 102

تشكر
اهدا شده: 31
دريافت شده: 44



« پاسخ #29 : 06 آبان 1388,ساعت 01:03:54 »

سلام نيلو جان تو چطور به خودت اجازه دادي بچه دار شد ؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر من مردي كه به زني مثل تو كه با اين شرايط بد داري ميسازي تهمت بزنه ارزش ادامه زندگي رو نداره . البته تو هم اشتباه كردي بايد همون اول خوانوادشو در جريان ميزاشتي . الانم تا دير نشده همين كارو بكن . فعلا باي .
اين هم بگزرد

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

نیلو

خارج شده است

به خاموشي ما منگر ماخود معدن رازيم
فلك بشكست بال ما وگرنه اهل پروازيم
صفحه: 1 [2] 3 4   بالا
چاپ صفحه
پرش به :  


Powered by SMF 1.1.21 | SMF © 2006, Simple Machines | Persian Language Pack by Mambolearn Team
All Text is Available Under The Terms of The GNU Free Documentation License | Founded By Mohammad Shadmani | Hosted By Zagrio Hosting